روغن گاو از روغن گوسفند به بود به نعمت [ و ] فراخى .
پس اگر بيند كه شير گاو همىخورد افزونى بود اندر خواسته كه بيابد و نيكى .
پس اگر تازه بود بهتر بود اندر دين و اندر كار اين جهان .
پس اگر بيند كه گاوى را همىدوشيد و شير او همىخورد و او بنده بود آزاد گردد ، و زن خداوندش زن او گردد و بر وى كدخداى شود ، و اگر آزاد بود و درويش توانگر گردد ، و اگر توانگر بود مرورا خواسته افزون شود .
و اگر ذليل بود عزيز گردد و كار او بالا گيرد يا آن كس كه بالاى او بود وى را گردن نهد ، و با اين همه چاره نبود كه دين وى نيك شود .
پس اگر بيند كه گاو آبستن داشت مرورا سال به خرّمى و نيكى و فراخى بود .
پس اگر بيند كه او را گوسالهاى [
a
56 ] دادند كوچك وى را پسرى آيد .
اگر بيند كه گوسالهاى كوچك اندر خانهاى برد و اندر خانه كسى بود كه با وى آميزد « 1 » مرورا غمى رسد .
و همچنين اگر چيزى بود كه بزرگى وى به مردى يا زنى اندر تأويل باز خوانند آن غمى بود و اندوهى از جهت كودك خرد . مگر بيند كه به هديه به دو دادهاند . پس آن را تأويل پسرى بود .
و همچنين اگر بيند كه كودكى را به وى دادند آن نه پسر بود اندر تفسير ، از بهر آنك كودك بدان پايه نماند - بزرگ شود .
باب در شرح گاو
اگر گاوى بود پير مجهول آن بخت بود .
و گفت هرچ زرد بود يا سرخ و خداوندش بر وى نشيند بىآلتى كه بر وى بود آن بيمارى باشد ، و نه نيك بود .
پس اگر بيند كه بر گاو سياه نشسته بود خواستهاى و مهترى بياود .
هامش
( 1 ) - اصل : آميذد ( ؟ )