تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 101

مساهمون:

صخوابگزارى ١٠١
اگر بيند كه استرى با وى سخن همىگويد آن كار كه به دو برآيد كار بود كه مردم را ازان عجب آيد . اگر بيند كه او را استر آبستن است او را افزونى بود اندر خواسته از قبل زنش . اگر بيند كه آن استر بزادن اميد همىدارد تمام گردد « 1 » .

باب رؤية البقر اندر ديدن گاو

گفت اگر بيند كه بر گاوى نشسته بودى و آن گاو مرو را بودى او كارى از پادشاهى بياود كه خواسته‌اى اندرو بود و به كاردارى متمكّن گردد و از آن نيكى ياود . اگر بيند كه گاوى بيافت كه بر وى بار بود اندر خانه برد از خداى عزّ و جلّ بسيار نيكوى روزى باشد و نعمت فراخ [
b
54 ] و از غمها فرج ياود . اگر بيند كه وى را گاوى چند نر بودى او كارى بياود كه زير دستش بود يا بر كاردارى مهتر گردد كه كردارش بر وى روا شود . اگر بيند كه گاوى وى را به سرو زد و مرورا از جاى ببرد وى ازان كار كه دارد معزول شود و مرورا ازان معزولى چندان زيان رسد كه ازان سرو زدن رسيد . پس اگر بيند كه او را سرو زد و از جايگاه نتوانست بردن او را از كارى بدى رسد يا نزديك معزولى رسد ، و لكن معزول نشود . پس اگر بيند كه گاو را چند سروست « 2 » يا يك سرو يا دو سرو چنانك يكى يا هر دو نه به جاى خويش بود آن گاو كاردارى بود . بر عدد هر سروى سالى كاردارى كند . پس اگر بيند كه اندامى از اندامهاى گاو فزون است آن فزونى بود اندر كارش و پادشاهى و خواسته‌ش « 3 » . همچنين هرچ كمى بود يا بيش آن به مرد كاردار بازگردد چنانك ياد كرديم . پس اگر گاوى از گاوان كار بيند كه بكشتند و گوشتش ببخشيدند كاردار
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، جمله ناقص مىنمايد ( 2 ) - اصل : بيند ( 3 ) - ( - خواسته‌اش )
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 101 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول