پس اگر بيند كه گوشت گاو همىخورد نيكى بيابد .
اگر بيند كه گوسالهء بزرگ بيافت زنى بود يا مرد برنا .
پس اگر بيند مردى كه گوشت وى بخورد از زنى يا مرد مردمزادهء برنا خواسته بياود .
اگر بيند كه چندى ازين جنس بيافت مردمان برنا بوند ، و هرچ با ايشان كند با مردمان چنين كرده بود كه ياد كرديم . [
b
56 ]
باب رؤية البئر « 1 » اندر ديدن يوز
يوز دشمنى بود شريف بزرگ طاعتدار كه مرورا نام و بانگ بود .
و از همه درندگان بهتر است و فاضلتر ، و دوستى و دشمنى او بران حد بود كه ازان درندگان ديگر .
باب رؤية البوق اندر ديدن بوق
اگر بيند كه بوق همىزند او مردى بود كه به ديگرى هم چون او استعانت كند .
پس اگر نداند زدن اندر كارى افتد كه نداند كردن .
باب رؤية البثر اندر ديدن دنبل
پس دنبل زيادتى بود اندر خواسته .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، شايد : الببر ( ؟ ) ، ولى ببر يوز نمىشود