بميرد . پس اگر گاو نه كاركردن را بود آن مردى بود بزرگ بر آن محلّه .
پس اگر بيند كه گاو را ذليل كرد يا گوساله را در كارآورد آن بود كه بر وى چيره گردد .
پس اگر بيند [
a
55 ] كه وى را بكشت و گوشت وى بخورد از خواستهء وى بخورد .
پس اگر چند گاو بيند كه همىآمدند يا همىشدند يا اندر جايگاهى مىرفتند يا از جايگاهى مجهول بيرون آمدند و مر ايشان را خداوند « 1 » نبود و رنگشان زرد يا سرخ بود چنانك هيچگونهء ديگر اندر وى نبود آن همه بيماريها بود كه بدان جايگاه و محلّه رسد . پس اگر رنگشان مختلف بود آن سالهاى بود بسيار نعمت بر آن حدّ كه اندريشان فربهى بود . پس اگر گاو ماده بيند فربه آن سال نيك بود و فراخ آن كس را كه آن گاو وى را بود . پس اگر گاو برين گونه بسيار بود سالها بود برين گونه كه ياد كرديم .
پس اگر بيند كه لاغر بودند سالها بود اندر تنگى .
و گوشت گاوان ماده خواسته بود ، و پوست گاوان بنهادن خواسته ، و سرگين گا [ و ] خواستهء بسيار كه آن كس بيند بياود .
اگر بيند كه سرگين گاو همىرفت خواستهاى بود بسيار .
و هر سرگين كه بيند از سرگين چهارپايان برين گونه خواسته بود ، و لكن حرام و حلال وى بر آن حدّ بود كه بر وى چرگنى و آلودگى بيند ، مگر سرگين خر كه نيكى بسيار بود و حلالتر اندر دين . و هرچ از شكمها بيرون آيد خواسته و نيكى بود مگر كه حدّ بود ، خاصّه ازان مردم چنانك اندر ميانش [
b
55 ] همىرود . پس اندران نيكى نبود و بينندهء اين خواب را ترسى و انديشهاى از پادشاه برسد . پس اگر آن پليدى بسيار بود و لكن پراگنده نه چنين بود كه ياد كرديم خواستهاى بود حرام و هيچيز « 2 » نيست از انچ از شكم بيرون آيد بهتر از انگبين كه اندر خواب بيند اندر همه كارى .
گفت اگر بيند كه روغن گاو همىخورد يا بيافت يا اندر خانه برد نيكى بيابد .
هامش
( 1 ) - اصل : خداووند
( 2 ) - ( - هيچچيز )