تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2033

مساهمون:

ص٢٠٣٣
نظير : هم قيمت و هم منت !

يا كوچه‌گردى مىشود يا خانه‌دارى .

بتقريع ، بزنانى كه بسيار بميهمانى و گردش روند گويند .

يا گربه است يا گوشت .

بود مردى كدخدا او را زنى * سخت دانا و پليد و رهزنى بهر مهمان گوشت آورد آن معيل * سوى خانه با دوصد جهد طويل زن بخوردش با شراب و با كباب * مرد آمد ، داد دفع ناصواب مرد گفتش گوشت كو مهمان رسيد * پيش مهمان لوت مىبايد كشيد گفت زن كاين گربه خورد آن گوشت را * گوشت خر ديگر ، گرت بايد هلا گفت اى ايبك « 1 » ترازو را بيار * تا كه گربه بركشم گيرم عيار بركشيدش بود گربه نيم من * پس بگفتش مرد كاى محتال فن گوشت افزون نيم من بد يك ستير * هست گربه نيم من هم اى ستير « 2 » اين اگر گربه است پس آن گوشت كو * ور بود اين گوشت بنما گربه تو .
مولوى .

يال آكندن .

مثال :
پزشك اندر اهريمن بدسگال * همىراه زد تا بياكند يال .
فردوسى .

يالقوزك .

كلمه مركب از يالقوز تركى يعنى تنها و كاف تصغير فارسى است . و به تقريع به آنكه تنهائى را دوست گيرد گويند .

يا مرد باش يا در قدم مرد باش .

جامع التمثيل . رجوع به : اگر مردى بده دل را . . . ، شود .

يا مرد باش يا نيمه مرد يا هپل هپو .

نظير :
نه زنى در ره صواب نه مرد * نه مخنث از آنت نبود درد .
سنائى .

يا مرغ باش بپر يا شتر باش ببر .

رجوع به : مثل شتر مرغ ، شود .

يا مرگ يا استقلال .

جمله ، شعار وطن‌پرستان ايران و لشگريان ما در سال اتمام حجت روس در سنهء 1328 قمرى بود .

يا مرگ يا اشتها .

بمزاح ، به آنكه با تنوع خوردنيها به علت سيرى از خوردن بازمانده است گويند .

يا مشت يا پشت .

مرد را يا نيروى خويش و يا يارى خويشان و ياران بايد .

يا مفت يا مفت .

تقليدى به استهزاء از صوت تسبيح زاهدان ريائى است كه از اذكار و اوراد ، جلب خاطر عوام و در نتيجه انتفاع و سود بردن از آنان را خواهند .
هامش
( 1 ) نامى از نامهاى غلامان ترك . ( 2 ) ستير مصراع اول بمعنى سير امروزين و ستير مصراع دوم بمعنى مستوره است .