نظير : هم قيمت و هم منت !
يا كوچهگردى مىشود يا خانهدارى .
بتقريع ، بزنانى كه بسيار بميهمانى و گردش روند گويند .
يا گربه است يا گوشت .
بود مردى كدخدا او را زنى * سخت دانا و پليد و رهزنى
بهر مهمان گوشت آورد آن معيل * سوى خانه با دوصد جهد طويل
زن بخوردش با شراب و با كباب * مرد آمد ، داد دفع ناصواب
مرد گفتش گوشت كو مهمان رسيد * پيش مهمان لوت مىبايد كشيد
گفت زن كاين گربه خورد آن گوشت را * گوشت خر ديگر ، گرت بايد هلا
گفت اى ايبك « 1 » ترازو را بيار * تا كه گربه بركشم گيرم عيار
بركشيدش بود گربه نيم من * پس بگفتش مرد كاى محتال فن
گوشت افزون نيم من بد يك ستير * هست گربه نيم من هم اى ستير « 2 »
اين اگر گربه است پس آن گوشت كو * ور بود اين گوشت بنما گربه تو .
مولوى .
يال آكندن .
مثال :
پزشك اندر اهريمن بدسگال * همىراه زد تا بياكند يال .
فردوسى .
يالقوزك .
كلمه مركب از يالقوز تركى يعنى تنها و كاف تصغير فارسى است . و به تقريع به آنكه تنهائى را دوست گيرد گويند .
يا مرد باش يا در قدم مرد باش .
جامع التمثيل . رجوع به : اگر مردى بده دل را . . . ، شود .
يا مرد باش يا نيمه مرد يا هپل هپو .
نظير :
نه زنى در ره صواب نه مرد * نه مخنث از آنت نبود درد .
سنائى .
يا مرغ باش بپر يا شتر باش ببر .
رجوع به : مثل شتر مرغ ، شود .
يا مرگ يا استقلال .
جمله ، شعار وطنپرستان ايران و لشگريان ما در سال اتمام حجت روس در سنهء 1328 قمرى بود .
يا مرگ يا اشتها .
بمزاح ، به آنكه با تنوع خوردنيها به علت سيرى از خوردن بازمانده است گويند .
يا مشت يا پشت .
مرد را يا نيروى خويش و يا يارى خويشان و ياران بايد .
يا مفت يا مفت .
تقليدى به استهزاء از صوت تسبيح زاهدان ريائى است كه از اذكار و اوراد ، جلب خاطر عوام و در نتيجه انتفاع و سود بردن از آنان را خواهند .
هامش
( 1 ) نامى از نامهاى غلامان ترك .
( 2 ) ستير مصراع اول بمعنى سير امروزين و ستير مصراع دوم بمعنى مستوره است .