تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2024

مساهمون:

ص٢٠٢٤

يابوى اخته و مرد كوسه سالشان پيدا نباشد .

كره تا در سراى بومره است * تا به صد سال همچنان كره است گر كند كوسه سوى گور بسيچ * جده جز نو خطش نخواند هيچ .
سنائى .

يابوى پيش‌آهنگ آخرش توبره‌كش مىشود .

نظير :
چونكه گله بازگردد از ورود * پس فتد آن بز كه پيش‌آهنگ بود .
مولوى .
يا بيا با يزيد بيعت كن يا برو كنگور زراعت كن . « 1 » بيتى ساختهء عامه است .

يا تخت يا تخته .

نظير : يا مرگ يا استقلال . رجوع به : مهترى گر بكام شير . . . ، شود .

يا جنى يا برار جنى .

بمزاح . تو اين سر و راز چگونه دانستى . و برار در لهجهء لران برادر باشد . نظير : يا خدائى يا برار خدا .

يا جواب يا ثواب .

گدايان چون بر در خانه‌ها مكرر سؤال كنند و صاحبان خانه‌ها چيزى ندهند و جوابى نيز نگويند اين جمله را گويند . يعنى يا امتناع و مضايقت خود اظهار كنيد يا چيزى بدهيد . تمثل :
مفرماى انتظارم بيشتر زين * كرم كن يا جوابى يا ثوابى .
ابن يمين . رجوع به : اليأس احدى الراحتين ، شود .

يا خدا يا خرما .

يا خدا مىشود يا خرما . تمثل :
خداوندست يا خرما چنين گفت * مرا در كودكى مام كهنسال .
آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى . رجوع به : با يكدست دو هندوانه . . . ، شود .

يا خدائى يا برار خدا .

بمزاح ، آنچه را تو گوئى و گمان برى كه رازيست ، همه‌كس دانند رجوع به : يا جنى . . . ، شود .
يا خر ميرد يا خر صاحب يا دنيا ماند بىصاحب . نظير :
من همان گويم كان لاشه خرك * گفت و مىكند به سختى جانى چه كنم باركشم راه برم * كه مرا نيست جز اين درمانى يا بميرم من يا خر بنده * يا بود راه مرا پايانى .
رشيد وطواط .
اقول كما يقول حمار سوء * و قد ساموه حملا لا يطيق سأصبر و الامور لها اتساع * كما ان الامور لها مضيق فاما ان اموت او المكارى * و اما ينهتى هذا الطريق .
قاضى يحيى بن صاعد .

ياد چون آيد سرود آن را كه داردش تب .

شاد كى گردد در اين زندان تارى
هامش
( 1 )ll faudra se soumettre ou se de ? mettre