بسا كسا كه نان خورد دلشاد او * مرگ او گردد بگيرد در گلو
پس تو اى ادبار رو نان هم مخور * تا نيفتى همچو او در شور و شر .
مولوى .
رجوع به : از تو حركت . . . ، شود .
هيهات جئت الى دفلى تحركها مستطعما عنبا حركت فالتقط .
دفلى .
خر زهره است . نظير : انك لا تجنى من الشوك العنب . و رجوع به : از مار نزايد . . . ، شود .