تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2019

مساهمون:

ص٢٠١٩

هيچكس را مباش عاشق غاش .

خويشتن‌دار باش و بىپرخاش . . . )
رودكى . نظير : به هيچ يار مده خاطر و به هيچ ديار .

هيچكس روزى ديگرى را نتواند خورد .

تمثل :
بر او داد يزدان ز راه نفس * نخورده است كس روزى هيچكس .
نظامى .
ما باده ميخوريم بشادى و خصم ما * جز غم به زير طاق مقرنس نميخورد . از قصهء سكندر و آب حيوة و خضر * معلوم شد كه روزى كس كس نميخورد .
كاتبى .
چه خوش گفت داناى ديرينه بود * كه كس روزى كس نيارد ربود .
امير خسرو . و رجوع به : بر سر هر لقمه . . . ، شود .
هيچكس گر متاع او نخرد مىتواند كه جمله را بخورد .
( چون بديدى ببار حلوائى * گفتى اى خوش كه كار حلوائى . . . )
بهائى . نظير :
چه خوش است دوشاب فروشى * هيچكس نخرد خودت بنوشى

هيچكس گفت گدا نپذيرد .

گر بگويم كه چه ديدم از تو . . . )
عطار .

هيچكس ناكشته هرگز كى درود .

سايلش گفتا ببايد كشت زود . . . )
عطار .

هيچكس نخواهد كه كار تو كند .

نفايس الفنون رجوع به : كس نخارد پشت من . . . ، شود .

هيچكس نزند بر درخت بىبر سنگ .

كه . . . )
سعدى .

هيچكس نگويد انگور من ترش است .

قرة العيون . رجوع به : كس نگويد كه دوغ من . . . ، شود .
هيچكس نيست زير چرخ كبود كه از آن بهترك همىبايد . از تاج المآثر .

هيچكسى گرگ را نداده شبانى

دل بهواى تو داده‌ام من و جز من . . . )
اديب صابر .

هيچ گرانى بىحكمت نيست و هيچ ارزانى بىعلت .

رجوع به : ارزان خرى . . . ، شود .

هيچ گربه‌اى محض رضاى خدا موش نگيرد .

هركه از كار خود منتظر نفعى است .

هيچ گلى تا آخر تازه نمىماند رجوع به : چراغ هيچكس .

. . ، شود .

هيچ گنبد نگه ندارد گوز .

بر وفاى سپهر كيسه مدوز . . .
و در جاى ديگر
تو به بادام و پسته رخ مفروز . . . )
سنائى . رجوع به : گوز بر گنبد . . . ، شود .

هيچ گنجشك نگردد چو عقاب .

هيچ روباه نگردد چو هژبر . . . )
اديب صابر .

هيچ لالامرد را چون ديده نيست

جز مقام راستى يكدم مأيست . . . * عمرها بايد بنادر گاه‌گاه تا كه بينا از قضا افتد بچاه