تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2018

مساهمون:

ص٢٠١٨

هيچ علت نيست كه نه آن را داروئيست مگر مرگ را .

حديث . از كيمياى سعادت . نظير : لكل داء دواء .
هر مرض دارد دوا ميدان يقين * چون دواى درد سرما پوستين .
مولوى .

هيچ فرعى بىاصل نتواند بود .

از رسالهء سير و سلوك خواجه نصير الدين .

هيچ قفلى نيست در بازار امكان بىكليد

. . . بستگيها را گشايش از در دلها طلب . )
صائب .

هيچ كارهء همه‌كاره .

هيچ كج هيچ راست نپذيرد .

. . . راست كژ را براست برگيرد . )
سنائى .

هيچكس از پيش خود چيزى نشد

. . . هيچ آهن خنجر تيزى نشد . )
رجوع به : اگر مردى بده دل را . . . ، شود .

هيچكس از ديگران راضى و از خود ناراضى نيست .

رجوع به : المرء مشعوف . . . شود .
هيچكس از سر كار آگاه نيست زانكه آنجا هيچكس را راه نيست . عطار .

هيچكس از شكم مادر عالم نزاده است .

هيچكس از معصيت معصوم نيست .

كيمياى سعادت .

هيچكس بر بام نتواند شدن بىنردبان .

حسن بامى هست عالى نردبانش چيست عشق . . . )
رجوع به : ابى اللّه ان يجرى . . . ، شود .

هيچكس در خانه پيغمبر نشد .

رجوع به : سفر مربى مرد است ، شود .
هيچكس را با زنان محرم مدار كه مثال آن چو پنبه است و شرار . مولوى .

هيچكس را با قضاى آسمان پيكار نيست .

اين جهان يك چاكرت را بايدى ليكن چه سود . . . )
قطران . رجوع به : با قضا كارزار نتوان كرد . . . ، شود .
هيچكس را ببخت فخرى نيست ز آنكه او جفت نيست با فرهنگ بيك اندازه‌اند بر در بخت مرد فرهنگ با مقامر شنگ . ناصر خسرو . نظير :
بيونان اين مثل مشهور باشد * كه رب النوع روزى كور باشد .
ايرج ميرزا .

هيچكس را بگور ديگرى نمىگذارند .

نظير : هر بزى را بپاى خود آويزند .

هيچكس را بلاى عشق مباد .

عاشقان را خداى صبر دهاد . . . )
فرخى .
هيچكس را تو استوار مدار كار خود كن كسى بيار مدار . سنائى . رجوع به : شير گردن سطبر . . . ، شود .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2018 | على اكبر دهخدا