رجوع به : اگر مسجد خراب شده است . . . ، شود .
هنوز گاوش نليسيده است .
نظير : هنوز سيلى روزگار نخورده است هنوز نرخ لوبيا را نداند . هنوز نرخ پياز نداند . هنوز باد بزخمش نخورده است . هنوز جراحتش تازه است .
هنوز گويندگان هستند اندر عراق
. . . كه قوت ناطقه مدد از ايشان برد . )
جمال الدين عبد الرزاق .
هنوزم آب در جوى جوانيست هنوزم لب پر آب زندگانيست هنوزم هندوان آتشپرستند هنوزم چشم چون تركان مستند .
نظامى .
رجوع به : هنوزش دست بيرحمى . . . ، شود .
هنوز مردهء من زندهء ترا بار است .
از مجموعهء امثال طبع هند . نظير : پوست شتر بار خر است .
هنوز مسجد ساخته نشده كور بر درش نشست .
از مجموعهء امثال طبع هند .
هنوز نرخ پياز را نداند .
تمثل :
ور بپرسيش يكى مشكل گويدت بخشم * سخن رافضيان است كه آوردى باز
بسؤال تو چو درمانده بگويد بنشاط * بر پيمبر صلواتى خوش خواهم بآواز
صبر كن بر سخن سردش زيرا كان ديو * نيست آگاه هنوز اى پسر از نرخ پياز ،
ناصر خسرو .
هنوز نرخ لوبيا نداند .
رجوع به هنوز گاوش نليسيده است ، شود . و رجوع به نرخ لوبيا را . . . ، شود .
هنوز همان آش در كاسه است .
از مجموعهء امثال طبع هند . رجوع به : همان آش . . . ، شود .
هوا ابر بودن .
پيشآمدى سوء محتمل بودن .
هوا ابر و گله مهمان نمىتانه برد
. . . آسته و هموار برد از كنار ديوار برد . )
نظير :
توى دالان ميخوابم صاحبخانه نگذار برم زير پالان ميخوابم صاحبخانه نگذار برم . گله بمعنى گل است باشد نمىتانه نميتواند است و برد برود و آسته آهسته .
هوا بر دل هركسى پادشاست .
. . . چنين گفت بهرام كارى رواست . . . ، )
فردوسى .
هوا جوى سوى خرد ننگرد كه بيمر هوا چيره شد بر خرد .
فردوسى . ى .
هوا چشم دل را عما آورد بپرهيز از آنچت عما آورد .
مرحوم اديب .
عما در مصراع اول بكسر عين و معنى آن كورى و در مصراع ثانى بفتح آن و بمعنى پرده رقيقى از سحاب است .
هوا درد است و مى درمان درد است غمان گرد است و مى باران گرد است .
ويس و رامين .