تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2012

مساهمون:

ص٢٠١٢
رجوع به : اگر مسجد خراب شده است . . . ، شود .

هنوز گاوش نليسيده است .

نظير : هنوز سيلى روزگار نخورده است هنوز نرخ لوبيا را نداند . هنوز نرخ پياز نداند . هنوز باد بزخمش نخورده است . هنوز جراحتش تازه است .

هنوز گويندگان هستند اندر عراق

. . . كه قوت ناطقه مدد از ايشان برد . )
جمال الدين عبد الرزاق .
هنوزم آب در جوى جوانيست هنوزم لب پر آب زندگانيست هنوزم هندوان آتش‌پرستند هنوزم چشم چون تركان مستند . نظامى . رجوع به : هنوزش دست بيرحمى . . . ، شود .

هنوز مردهء من زندهء ترا بار است .

از مجموعهء امثال طبع هند . نظير : پوست شتر بار خر است .

هنوز مسجد ساخته نشده كور بر درش نشست .

از مجموعهء امثال طبع هند .

هنوز نرخ پياز را نداند .

تمثل :
ور بپرسيش يكى مشكل گويدت بخشم * سخن رافضيان است كه آوردى باز بسؤال تو چو درمانده بگويد بنشاط * بر پيمبر صلواتى خوش خواهم بآواز صبر كن بر سخن سردش زيرا كان ديو * نيست آگاه هنوز اى پسر از نرخ پياز ،
ناصر خسرو .

هنوز نرخ لوبيا نداند .

رجوع به هنوز گاوش نليسيده است ، شود . و رجوع به نرخ لوبيا را . . . ، شود .

هنوز همان آش در كاسه است .

از مجموعهء امثال طبع هند . رجوع به : همان آش . . . ، شود .

هوا ابر بودن .

پيش‌آمدى سوء محتمل بودن .

هوا ابر و گله مهمان نمىتانه برد

. . . آسته و هموار برد از كنار ديوار برد . )
نظير : توى دالان ميخوابم صاحب‌خانه نگذار برم زير پالان ميخوابم صاحبخانه نگذار برم . گله بمعنى گل است باشد نمىتانه نميتواند است و برد برود و آسته آهسته .

هوا بر دل هركسى پادشاست .

. . . چنين گفت بهرام كارى رواست . . . ، )
فردوسى .
هوا جوى سوى خرد ننگرد كه بيمر هوا چيره شد بر خرد . فردوسى . ى .
هوا چشم دل را عما آورد بپرهيز از آنچت عما آورد . مرحوم اديب . عما در مصراع اول بكسر عين و معنى آن كورى و در مصراع ثانى بفتح آن و بمعنى پرده رقيقى از سحاب است .
هوا درد است و مى درمان درد است غمان گرد است و مى باران گرد است . ويس و رامين .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2012 | على اكبر دهخدا