تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2011

مساهمون:

ص٢٠١١
هنر يافته مرد جنگى بجنگ بجويد گه رزم جستن درنگ فردوسى . رجوع به : به العجلة من الشيطان ، شود .

هنگامرا محابا نبود .

تمثل .
هنگامرا محابا نبود مثل زنند * تا آن مثل زدند شد از عاشقان قرار هنگام گل رسيد ز گلروى لعبتى * بر بوسه رام گشته محابا مكن كنار خوش بر كنار گير و نشان بر كنار خويش * مگذار كز كنار تو گيرد دمى كنار .
سوزنى . رجوع به : از امروز كارى . . . ، و رجوع به : شكارگه سر تير آمد . . . ، شود .
هنگام زمستان سخت بىبرك فروماند هركو ننهد توشه در موسم تابستان . آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى . رجوع به : از تو حركت . . . ، شود .
هنگام سپيده‌دم خروس سحرى دانى كه چرا همىكند نوحه‌گرى يعنى كه نمودند در آيينهء صبح كز عمر شبى گذشت و تو بىخبرى . نظير :
گريال كه نوحه مىكند گاه گرى * دانى غرضش چيست از اين نوحه‌گرى يعنى كه گرى گرى شود عمر تو كم * پيمانهء عمر پر شود تا نگرى . دانى چراست نالهء گريال هر دمى * يعنى كه اين سراى مقام درنگ نيست .
( گريال زنك ساعت آبى است . و گرى ظاهرا بمعنى درجه و توسعا دقيقه است . )
هر شبى كان زمانه بر تو شمرد * روزى از زندگانى تو ببرد .
سنائى .

هن ناقصات العقل و الدين .

( . . . فقيل و ما نقصان دينهن قال تقعد احديهن فى قعر بيتها شطر دهرها لا تصلى و لا تصوم . ) حديث . اقتباس :
زنان چون ناقصان عقل و دينند * چرا مردان ره آنان گزينند .
ناصر خسرو . ناقصانى كه كاملان در بند ايشانند و ضعيفانيكه اقويا در كمند ايشان . مقامات حميدى .

هنوز از ميوه‌ها تيتش رسيده .

تيت در بعض لهجه‌ها توت باشد و بمزاح ، نظير : باش تا صبح دولتت بدمد . . . ، باشد .

هنوز باد بزخمش نخورده است .

رجوع به : هنوز گاوش نليسيده است ، شود .

هنوز جراحتش تازه است .

رجوع به : هنوز گاوش نليسيده است ، شود .

هنوز سيلى روزگار نخورده است .

نظير : هنوز گاوش نليسيده است .

هنوزش دست بيرحمى دراز است .

هنوز دلربا و جميل است . مأخوذ از شعر نظامى :
هنوزم دست بيرحمى دراز است * هنوزم تكيه بر بالين ناز است .