تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2001

مساهمون:

ص٢٠٠١

همه كار جهان بر خلق راز است

. . . قضا را دست بر مردم دراز است . )
ويس و رامين .
همه كار جهان ناموس و نام است و گرنه نيم نان روزى تمام است . عطار .
همه كار شايد بانباز و دوست مگر كار شاهى كه تنها نكوست .
( رهى از هنر گرچه چيرى كند * نشايد كه بر شه دليرى كند . . . )
اسدى . رجوع به : دو پادشاه در اقليمى . . . ، و رجوع به : اى پسر گر ملازم . . . ، شود .
همه كار گردنده چرخ اين بود ز پروردهء خويش پر كين بود . فردوسى . رجوع به : جهانا ندانم چرا پرورى . . . ، شود .

همه كار گيتى به اندازه به

. . . دل شاه ز اندازه‌ها تازه به . )
فردوسى . رجوع به : اسب راه آن است . . . ، شود .
همه كارها را سرانجام بين چو بدخواه چينه نهد دام بين . اسدى . رجوع به : قدم الخروج . . . ، و رجوع به : علاج واقعه . . . ، شود .
همه كارهاى جهان را در است مگر مرگ را كان در ديگر است . فردوسى . رجوع به : از مرگ خود چاره . . . ، شود .

همه كارهاى جهان عبرت است .

گرت مغز پرهوش و پر فكرت است . . . )
مرحوم اديب .

همه‌كاره هيچ‌كاره است .

نظير : ذو فن بر ذو فنون غالب است . و رجوع به : يك جا همه‌جا . . . ، شود .

همه‌كس به خدمت پادشاه بزرگ شوند و پادشاه بصحبت اهل علم .

( و گفته‌اند . . . ) عقد العلى .
همه‌كس بيك خوى و يك خاست نيست ده انگشت مردم بهم راست نيست .
( دل آرام گفت اى شه نيك‌دان * نه هر زن دو دل باشد و ده زبان . . . )
اسدى . رجوع به : ده انگشت را خدا . . . ، شود .
همه‌كس پى سود باشد دوان نخواهد كسى خويشتن را زيان . اسدى .

همه‌كس دزد دان كالا نگهدار .

مباش ايمن ز دست و چشم طرار . . . )
ناصر خسرو . رجوع به : بد نفس مباش و بدگمان باش . . . ، شود .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 2001 | على اكبر دهخدا