تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1974

مساهمون:

ص١٩٧٤
تا بر من و بر تو رستخيز انگيزند * با ما بحديث عشق ما چه ستيزند . . . )
طاهر چغانى . رجوع به : هربزى را بپاى . . . ، شود .

هر مس كه بكيميا رسد زر گردد .

از مجموعهء امثال طبع هند . رجوع به : اگر مردى بده دل . . . ، شود .

هر مقامى را مقالى است .

رجوع به : لكل مقام مقال ، شود .

هر ملكى را هر رسمى ( يا ) هر ملكى و هر رسمى .

گج . مجموعهء امثال طبع هند . رجوع به : حسين اذا كنت فى بلدة . . . ، شود .

هر ميمون كه زشت‌تر است بازيش بيشتر است .

نظير : بز گر از سر چشمه آب مىخورد .
هر نبى و هر ولى را مسلكى است ليك تا حق ميرود جمله يكى است . مولوى .

هر نخورى يك بخور پيدا مىكند .

هر نشيبى را فراز و هر فرازى را نشيب

سعديا از روى تحقيق اين سخن نشنيده‌اى . . . )
سعدى . رجوع به : از پى هر گريه آخر . . . ، و رجوع به : اندر پس هر خنده . . . ، شود .

هر نشيبى را فرازى درپى است .

هر نظرى را بصرى داده‌اند .

. . . هر بصرى را اثرى داده‌اند . )
خواجو
هر نظرى كز سر صدق و صفاست گر بحقيقت نگرى كيمياست . از فتوت‌نامهء . ملا حسين كاشفى . رجوع به : بصدق گوش كه . . . ، شود .

هر نفسى گوهريست و سرمايهء آدمى است ضايع كردن بىضرورتى ابلهى باشد .

كيمياى سعادت .

هر نمرودى را پشه‌ايست .

از مجموعهء امثال طبع هند .

هر نوشته بيك خواندن ارزد .

تمثل . اگر اين كتاب دراز شود و خوانندگان را از خواندن ملالت افزايد طمع دارم بفضل ايشان كه مرا از مبرمان نشمارند كه هيچ چيز نيست كه به خواندن نيرزد . ابو الفضل بيهقى . نظير : علم كل شىء خير من جهله لا يخلو سواد عن منفعة .
هر نيك‌وبدى كه در كتاب است بگذار بهم كه وقت خواب است . نظير : اذا جاء الطعام بطل الكلام .
هر وزير و مفتى و شاعر كه او طوسى بود چون نظام الملك و غزالى و فردوسى بود . از العراضه .

هر هفت كردن .

هر هفت بر وزن زربفت بمعنى آرايش مطلقا و آرايش و زينت زنان را گويند و آن حنا و سمه و سرخى و سفيدآب و سرمه و زرك باشد كه از زرورق