تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1731

مساهمون:

ص١٧٣١
مگوى اسرار حال خويش با زن كه يا بى راز فاش گوى و برزن . ناصر خسرو .
مگوى و منه تا توانى قدم ز اندازه بيرون ز اندازه كم . سعدى . رجوع به : اسب راه آن است . . . ، شود .

ملا بيماركن است .

بيهوده گويد كه در تو آزار و نقاهتى است تو تندرست و سالم باشى . و مثل مأخوذ از حكايتى از مثنوى است . رجوع به : صفحهء 21 . شود .

ملاحت بايد اول پس فصاحت .

فصاحت ميفروشى بىملاحت . . . )
بلبل‌نامهء عطار .

ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشكل .

علم آموختن سهل باشد فراگرفتن فرهنگ و ادب اصل و عمده است .

ملامت دوستان به كه شماتت دشمنان .

ملامت‌كشانند مستان يار

. . . سبكتر برد اشتر مست بار . )
سعدى .

ملا نصر الدين است خر سواريش را حساب نميكند .

رجوع به : خر سوارى را . . . شود .

ملا نصر الدين است سر شاخه نشسته بيخش را اره مىكند .

نظير :
يكى بر سر شاخ بن مىبريد * خداوند بستان نظر كرد و ديد بگفتا گر اين مرد بد مىكند * نه بر كس كه بر نفس خود مىكند .
سعدى .

ملا نصر الدين است صد دينار ميگيرد سگ اخته مىكند يكعباسى ميدهد حمام مىرود .

رجوع به : يك روز حلاجى ميكنم . . . ، شود .
ملا و فقيه و صوفى و دانشمند اين جمله شدى و ليك آدم نشدى . نظير : ملا شدن چه آسان آدم شدم چه مشكل .

ملايى نيست ور و ور پالان‌دوزيست و درياى علم .

پالان‌دوزى بطالب علمى گفته است .

مل بىخمار و گل بىخار كه ديده است .

. . . و نوحهء بىغم و خروش بىماتم كه شنيده است . )
مقامات حميدى .

ملحدان ظريف باشند .

مثال :
ملحدان را ظرافتى باشد * تو بدين ملحدى ظريف نه‌اى .
كمال اسمعيل .
ملحد گرسنه و خانهء خالى و طعام عقل باور نكند كز رمضان انديشد .
( تشنهء سوخته بر چشمهء حيوان چو رسيد * تو مپندار كه از پيل دمان انديشد . . . )
سعدى . رجوع به : بر سفره حسرت برد . . . ، شود .

ملخ زد كشت دهقانرا كه ميترسيد از ژاله .

فراقت كشت خسرو را كه بيمش بد ز روز بد . . . )
امير خسرو . رجوع به : ايواى كه بد نشد . . . ، شود .