رجوع به : اگر چند فرزند چون . . . ، شود .
هركس كه آموزش روزگار او را نرم و دانا نكند هيچ دانا را در آموزش او رنج نبايد بردن كه رنج او ضايع بود .
نوشيروان . از قابوسنامه . رجوع به : الدهر احذق المؤدبين ، شود .
هركس كه او دشمن پادشاست بكام نهنگش سپارى رواست .
( كه . . . ) فردوسى . رجوع به : هركس كه بر پادشا . . . ، شود .
هركس كه او را هرچه آيد بايد پس هرچه او را بايد آيد .
( و از اينجا گفتهاند كه . . . چون تحقيق كند رضاى خدا از بنده آنگاه حاصل شود كه رضاى بنده از خدا حاصل شود . ) نقل از اوصاف الاشراف خواجه نصير الدين طوسى . رجوع به : در اين بازار اگر سوديست . . . ، شود .
هركس كه او گل كند گل خورد .
ز نيكى به نيكى رسد مرد از آنكه . . . )
ناصر خسرو .
نظير : هركه كاوش عسل كند انگشتى ليسد . و كل جان يده فى فيه .
هركس كه با درخت گلى دوستى كند شرط آن بود كه باز نگردد بخار از او .
اوحدى .
هركس كه بتابستان در سايه بخسبد خوابش نبرد گرسنه شبهاى زمستان .
ناصر خسرو .
رجوع به : از تو حركت . . . ، شود .
هركس كه بدينار و درم خير نيندوخت سر عاقبت اندر سر دينار و درم كرد .
سعدى .
هركس كه بر پادشاه دشمن است نه مردمنژاد است كاهريمن است
( چنين گفت گويندهء پارسى * كه بگذشت سال از برش چارسى كه . . . )
فردوسى .
نظير :
هركس كه او دشمن پادشاست * بكام نهنگش سپارى رواست .
فردوسى .
هركس كه برد ببصره خرما بر جهل خود او دهد گوائى .
سنائى .
رجوع به : زيره بكرمان . . . ، شود .
هركس كه بر هواى دل او تكيه مىكند تكيه مكن بر او كه هواجوى خود هواست .
ناصر خسرو .
رجوع به : لرزانك . . . ، شود .
هركس كه پدر نام نهد نوح مر او را كشتيش نباشد كه رود بر سر طوفان .
ناصر خسرو .