تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1727

مساهمون:

ص١٧٢٧
مپندار جان پدر كاين حمار * كند دفع چشم بد از كشت‌زار كه اين دفع چوب از سر و گوش خويش * نمىكرد تا ناتوان مرد و ريش .
سعدى .

مگر راحتى زير دلت مىزند .

رجوع به : مگر خوشى . . . ، شود .

مگر روغن زرد فروخته‌اى .

چيزيرا كه برايگان خواهى از چه با شدت طلبى .

مگر ريشت را در آسياب سفيد كرده‌اى .

چونست كه با پيرى خرد و آزمونى بسزا ندارى .

مگر زبانت درد ميآيد .

چرا از گفتن چيزىكه تو را زيان ندارد امتناع ورزى .

مگر سر حليم روغن ميرويم .

از چه صبح بدين زودى بخانهء او رويم .

مگر سر دنيا را با جگن پوشانده‌اند .

اين ظلم و اجحاف را كيفر دهند . جگن پيزر است .

مگر سر كچلم را چاق كرده .

او را بر من منتى نيست . چاق كردن شفا بخشيدن باشد .

مگر سر گردنه است .

دزدى و سرقتى بس آشكار و بىپرده است .

مگر سرم را داغ كرده‌اند .

ديوانه نيستم تا چنين كنم .

مگر سگ هارم گرفته است .

بىعلتى چرا بد گويم يا بدى كنم .

مگر سيب سرخ براى دست چلاغ خوب نيست .

مگر شاه با لله‌اش بازى مىكند .

چرا رعايت قواعد بازى را نكنى .

مگر شاه مرديست .

زور و اجحاف نتوان كرد .

مگر شتر خالى نميرود .

اگر چيزى كم در ظرف بزرگ نهاده‌اند عيبى نيست .

مگر ششماهه به دنيا آمده‌اى .

بسى شتاب و عجله كنى .

مگر شما از عقدى هستيد ما از صيغه .

دليلى بر استعلا و برترى جستن بر ما نداريد .

مگر شما را خانم زائيده ما را كنيز .

چرا خود را بر ما برترى نهيد . براى چه سهم بيشتر خود را خواهيد .

مگر شما را ششماهه زائيده‌اند .

چرا اينهمه شتاب در كارها روا داريد نظير : عجلت بخارجة العجول .

مگر شهر هرت است .

مال يا حق صاحب مال يا مستحقى را به زور نتوان برد . نظير : مگر سر دنيا را با جگن پوشانده‌اند . شهر آوار نيست .

مگر صاحبش مرده است .

بدين ارزانى كه شما خواهيد هرگز نفروشم .

مگر صحرا مانده‌ايد .

از چه در اينوقت كه باران آيد يا ديرى از شب گذشته رفتن ميخواهيد .

مگر عقب سرت كرده‌اند .

بدين شتاب چرا خورى .

مگر علف خرس است .

چون قدر و قيمت آن ندانى زيادت طلبى ( يا ) بسيار صرف كنى .