هر آنكس كه روزى بتلبيس جست نه روزى ز يزدان كز ابليس جست .
مرحوم اديب .
هر آنكس كه زايد ببايدش مرد اگر شهريار است مرد خرد .
فردوسى .
رجوع به : از مرگ خود چاره . . . ، شود .
هر آنكس كه شد چيرهاش بر منش همه آرزوى تن بدكنش ستوريست در پيكر آدمى چو مردم گيا دور از مردمى .
مرحوم اديب .
هر آنكس كه عيبش نگويند پيش هنر داند از جاهلى عيب خويش .
سعدى .
رجوع به : از صحبت دوستى . . . ، شود .
هر آنكس كه كفران نعمت كند بحرمان نعمت شود مبتلا .
كمال اسمعيل .
هر آنكس كه گردد ز راه خرد سرانجام پيچد ز كردار بد .
فردوسى .
هر آنكس كه گويد كه دانا شدم بهرگونه علمى توانا شدم يكى نغز بازى كند روزگار كه بنشاندش پيش آموزگار .
فردوسى .
هر آنكس كه گيرد بدست اژدها شد او كشته و اژدها شد رها .
فردوسى .
هر آنكس كه ناچيز بد چيز گشت وز اندازهء كهترى برگذشت بزرگش مخوانيد كان مهترى سبك باز گردد سوى كهترى .
فردوسى .
هر آنكس كه نادان و بىراى و بن نه در كار او سود و نى در سخن . درختيش دان خشك و بيبرك و بر كه جز سوختن را نشايد دگر .
اسدى .
رجوع به : اندر جهان چو بيهنرى . . . و رجوع به : آنكس كه داناتر . . . ، شود .
هر آنكس كه ننمايدت رنج و غم چو رنجش نمائى تو باشد ستم .
اسدى .
هر آنكس كه يكروز زايد به پيش خردمندى او را بود نيز بيش .
فردوسى .
هر آنكسى كه بود گاه غدر چون روباه گمان مبر كه شود گاه قدر چون ضيغم .
عبد الواسع جبلى .
هر آنكسى كه نبخشود هيچ با مردم چنان برفت كه دشمن همىبر او بخشود .
قطران .
هر آنكش عنايت بود از خداى همه كام خواهيش آيد بجاى .
فردوسى . ى .
هر آنكو بدارد گه رنج پاى بآسانيش ره نمايد خداى .
فردوسى . ى .