تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1858

مساهمون:

ص١٨٥٨

نه نيكو بود مرد دانا خموش

به دو گفت كى گنج فرهنگ و هوش . . . * هر آنكو نكوراى و دانا بود نه زيبا بود گرنه گويا بود . )
اسدى . رجوع به : زبان در دهان اى خردمند . . . ، و رجوع به : اگرچه پيش خردمند خامشى . . . ، شود .

نه نيكو بود مصحف و افسانه را جلد بهم ساختن .

دل ز امل دور كن زانكه . . . )
خاقانى .

نه نيلوفر بود هر گل كه اندر آبدان باشد .

نه هركس كو بملك اندر مكين باشد ملك باشد . . . )
فرخى . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه و الا بود خيره خون ريختن نه از شاه با بنده آويختن . فردوسى رجوع به : ميتوان كشت . . . ، شود .
نه هر آدميزاده از دد به است كه دد ز آدميزادهء بد به است . سعدى

نه هر آرزو آيد آسان بدست .

نه هر آن چيز كه او زرد بود باشد زر .

. . . نشود زر اگر چند شود زرد زرير . )

ناصر خسرو .

نه هر آنكس كه نام او حسن است همه افعال چون نظام كند نعل هم ز آهنست و مىنكند آنچ وقت هنر حسام كند . از العراضه رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .

نه هر آنكو تيغ دارد قصد زى هيجا كند .

نه هر آنكو مال دارد ميل زى ملكت كند . . . )
منوچهرى . رجوع به : نه هركه دارد شمشير حرب بايد . . . ، شود .

نه هر آنكو ز قرن زاد اويس قرن است .

من و ايشان همه از پارس بزاديم ولى . . . )
قاآنى .

نه هر آنكو ورقى خواند معانى دانست .

شرح مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس . . . )
حافظ . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه هر آهوئيرا بود مشك ناب نه از هر صدف درخيزد خوشاب . اسدى .
نه هر آهوئى نافه‌افكن بود نه هر اخترى مهر روشن بود . مرحوم اديب . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .

نه هر بارى افتاده برخاسته است .

ز سعدى شنو كاين سخت راست است . . . )
سعدى . نظير : كوزه هميشه از آب سالم برنيايد .
نه هر پاكيزه‌روئى پاكزاد است كه نسل پاك از اصل پاك‌زاد است . پروين . رجوع به : اى بسا ابليس . . . ، شود .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1858 | على اكبر دهخدا