نه نيكو بود مرد دانا خموش
به دو گفت كى گنج فرهنگ و هوش . . . * هر آنكو نكوراى و دانا بود
نه زيبا بود گرنه گويا بود . )
اسدى .
رجوع به : زبان در دهان اى خردمند . . . ، و رجوع به : اگرچه پيش خردمند خامشى . . . ، شود .
نه نيكو بود مصحف و افسانه را جلد بهم ساختن .
دل ز امل دور كن زانكه . . . )
خاقانى .
نه نيلوفر بود هر گل كه اندر آبدان باشد .
نه هركس كو بملك اندر مكين باشد ملك باشد . . . )
فرخى . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه و الا بود خيره خون ريختن نه از شاه با بنده آويختن .
فردوسى رجوع به : ميتوان كشت . . . ، شود .
نه هر آدميزاده از دد به است كه دد ز آدميزادهء بد به است .
سعدى
نه هر آرزو آيد آسان بدست .
نه هر آن چيز كه او زرد بود باشد زر .
. . . نشود زر اگر چند شود زرد زرير . )
ناصر خسرو .
نه هر آنكس كه نام او حسن است همه افعال چون نظام كند نعل هم ز آهنست و مىنكند آنچ وقت هنر حسام كند .
از العراضه رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه هر آنكو تيغ دارد قصد زى هيجا كند .
نه هر آنكو مال دارد ميل زى ملكت كند . . . )
منوچهرى . رجوع به : نه هركه دارد شمشير حرب بايد . . . ، شود .
نه هر آنكو ز قرن زاد اويس قرن است .
من و ايشان همه از پارس بزاديم ولى . . . )
قاآنى .
نه هر آنكو ورقى خواند معانى دانست .
شرح مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس . . . )
حافظ . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه هر آهوئيرا بود مشك ناب نه از هر صدف درخيزد خوشاب .
اسدى .
نه هر آهوئى نافهافكن بود نه هر اخترى مهر روشن بود .
مرحوم اديب .
رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه هر بارى افتاده برخاسته است .
ز سعدى شنو كاين سخت راست است . . . )
سعدى .
نظير : كوزه هميشه از آب سالم برنيايد .
نه هر پاكيزهروئى پاكزاد است كه نسل پاك از اصل پاكزاد است .
پروين .
رجوع به : اى بسا ابليس . . . ، شود .