تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1855

مساهمون:

ص١٨٥٥
نه گردون بود هركه او چون مقنع ز نيرنگ ماهى ز چاهى برآرد . مختارى غزنوى .
نه گرفتار بود هركه فغانى دارد نالهء مرغ گرفتار نشانى دارد . مجمر .

نه گل بىخار و نى مى بىخمار است

. . . تو را تا تو توئى بسيار كار است . )
عطار . رجوع به : گنج و مار . . . ، شود .
نه گودرز بايد كه ماند نه گيو نه فرهاد و گرگين و رهام نيو . فردوسى .
نه گودرز ماند نه خسرو نه طوس نه تخت و كلاه نه پيل و نه كوس . فردوسى . و در جاى ديگر :
نه گودرز ماند نه خسرو نه طوس * نه گاو و نه تاج و نه لشگر نه كوس .
فردوسى .

نه گوران بسايند چنگال شير .

نه روبه شود ز آزمودن دلير . . . )
فردوسى .

نه ما را اين بخت است نه شما را اين كرم .

نه مال دارم ( يا ) دارد ، ديوان ببرد نه ايمان دارم ( يا ) دارد ، شيطان ببرد .

رجوع به . نه بر اشترى . . . ، شود .
نه ماه خوردن حيض چون آبله برآرد سى سال خون مردم آخر چه آورد بر .
( نه مه غذاى فرزند از خون حيض باشد * پس آبله برآرد صورت كند مجدر . . . )
خاقانى . رجوع به : اسكندر رومى را . . . ، شود .
نه محقق بود نه دانشمند چاروائى بر او كتابى چند .
( علم چندانكه بيشتر خوانى * چون عمل در تو نيست نادانى . . . )
سعدى . اقتباس از :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً .
قرآن كريم سورهء 62 . آيهء 5 . نظير :
اهل نگردد بعمامه سفيه * خر نشود از جل ديبا فقيه .
امير خسرو .
عالم كه ندارد عملى مثل حمار است * بىفايده اثقال كتب را شده حامل .
سلطان ساوجى
نه منعم بمال از كسى بهتر است * خر ار جل ز اطلس بپوشد خر است .
سعدى . ليس الفرس بجله و برقعه . و رجوع به : آه از اين واعظان . . . ، شود .
نه محكم بود مركز دوستى چو پركار باشد بر او سوزيان . مسعود سعد . رجوع به : غرضها تيره دارد دوستى را . . . ، شود .

نه مردم بود هركه ننديشد اوى .

كى نامور گفت كاى ماهروى . . . )
اسدى .
نه مردم شمر بل ز ديو و دده دلى كو نباشد به درد آژده . فردوسى .