ام سلمه بنت ابى اميه . ازدواج پيغمبر صلوات اللّه عليه بودهاند .
نه جنگ حيز جويد گيو و بهمن .
نه من دنبالشان دارم بپاسخ . . . )
خاقانى .
نه چرخ را بود از جستن شهاب زيان نه شاخ را رسد از رفتن شكوفه خلل .
قطران ؟
نه چشم زمان كس بسوزن بدوخت .
نه مرگ از تن خويش بتوان سپوخت . . . )
فردوسى .
نه چشم زمانه بخواب اندر است
اگر بد كنى هم تو كيفر برى . . . * بر ايوانها نقش بيژن هنوز
بزندان افراسياب اندر است . )
رجوع به : از مكافات عمل . . . ، شود .
نهچندان بخور كز دهانت برآيد نهچندانكه از ضعف جانت برآيد .
سعدى .
نظير : المؤمن لا يكون و باصا و لا شحابا . حديث . رجوع به : از گلوبنده . . . ، و رجوع به : اسب راه آنست . . . ، شود .
نهچندان درشتى كن كه از تو سير شوند و نهچندان نرمى كه بر تو دلير گردند .
سعدى .
نه چون بار هجران بود هيچ بارى نه چون نار فرقت بود هيچ نارى .
قطران ؟
نه چون رستم زال باشد به مردى هرآن رستمى كو بزايد ز زالى .
قطران .
رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه چون صبح صادق بود صبح كاذب .
بلى هردو را صبح خوانند ليكن . . . )
اديب صابر . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه چون عود اوفتد بوينده هر عود .
نه چون دانش بود كوشنده هر ذات . . . )
ابو الفرج رونى .
نه چون موسى بود هركس كه عمرانش پدر باشد نه چون عيسى بود هركس كه باشد مادرش مريم .
ناصر خسرو .
رجوع به بلبل هفتبچه . . . ، شود .
نه حلوا آنكسى در پيش دارد كه انگشتش درازى بيش دارد .
اسرارنامه .
نه حوارى صفت است آنكه از او استفان خوشدل و عيسى دژم است .
خاقانى .
نه خانى آويده نه خانى رده .
به زبان لران ، نه خانى آمده نه خانى رفته .