تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1846

مساهمون:

ص١٨٤٦
رجوع به آنكس كه داناتر . . . شود .

نه بسوزد دهن از گفتن سوزان آتش .

داده‌اى وعده دستوريم و گر ندهى . . . )
اثير اومانى . نظير : به گفتن آتش زبان نسوزد . و رجوع به زبانم كه نسوخت ، شود .

نه بصدق آمده بود آنكه بآزار برفت .

پيش تو مردن از آن به كه پس از من گويند . . . )
سعدى .
نه بعد از شدن بازگردد زمان نه تيرى كه بيرون جهد از كمان . امير خسرو دهلوى .
نه بلبل در قفس نالد ز صياد كه از فرياد خود باشد بفرياد . وحشى .
نه بود پيل دمان هر كش بود خرطوم و گاز نه بود شير ژيان هر كش بود چنگال و ناب . قاآنى . رجوع به : نه هركه آينه سازد . . . ، شود .
نه بود شاعر هرآنكو مىببافد يك دو شعر نه بود بو نصر هركو را وطن شد فارياب . قاآنى . رجوع به نه هركه آينه سازد . . . ، شود .

نه بود شير ژيان هر كش بود چنگال و ناب .

قاآنى .
نه بيل زدم نه پايه انگور ميخورم در سايه . بىتحمل رنجى سود و بهره ميبرد .

نه پايدار بود هرچه مستعار بود .

بگاه دشمن تو هست مستعار شها . . . )
قطران .

نه پاى گريز و نه دست ستيز .

نه پشت دارد نه مشت دارد .

نهايت ضعيف و بىقوت و بىكس و يار است .

نه پير را به خر خريدن فرست نه جوان را بزن گرفتن .

نه تاوان تار قصب بر مه است .

چه خواهى قصاص خود از روزگار . . . )
شرف شفروه .
نه تو ديرم نه جايم ميكرو درد همىذونم كه نالانم شو و روج .
( ويته سر در بيابانم شو و روج * سرشك از ديده بارانم شو و روج . . . )
بابا طاهر .

نه جاى درنگ و نه راه گريز .

پس اندر هميرفت بهرام تيز . . . )
فردوسى .
نه جفت نبى كه پاك بودند همه بد عايشه و خديجهء محترمه با ام حبيبه حفصه بود و زينب ميمونه صفيه سوده‌ام سلمه . نصاب الصبيان . عايشه بنت ابى بكر بن ابى قحافه ، خديجه بنت خويلد ، ام حبيبه بنت ابى سفيان ، حفصه بنت عمر بن الخطاب ، زينب بن جحش ، ميمونه بنت حارث ، صفيه بنت حى بن اخطب ، سوده بنت زمعة ابن قيس .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1846 | على اكبر دهخدا