تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1840

مساهمون:

ص١٨٤٠
خلاف :
ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ .
قرآن كريم . سورهء 24 . آيهء 40 .

نور كى ز افتاب دور بود .

جنبش نور سوى نور بود . . . )
سنائى .
نور گيتىفروز چشمهء هور زشت باشد به چشم موشك كور سعدى .
نور مه آلوده كى گردد ابد گر زند آن نور بر هر نيك و بد مولوى .
نور مه از خار كند سرخ گل قرص خور از سنگ كند بهرمان . خاقانى .
نور نتابند اختران چو برآمد از افق شرق آفتاب فروزان . آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى . رجوع به : تيمم باطل است . . . ، شود .
نور و حج و انفال مدينى ميدان با لم يكن و زلزله احزاب همان پنج اول و قد سمع و رعد و حديد فتح و پس و پيش و نصر و دهر الرحمن . نصاب الصبيان . پنج اول ، فاتحه الكتاب و بقره و آل عمران و نساء و مائده است و پيش از سورهء فتح سورهء قتال و پس از آن سوره حجرات است - و اين بيست سوره بقول ابو نصر فراهى در مدينه نازل شده و بقيهء قرآن در مكه ليكن در مكى يا مدنى بودن بعض سور خلاف بسيار است .
نوروز به از مهرگان اگرچه هردو دو زمانند اعتدالى . ناصر خسرو .

نور هور هم بر سهل تابد هم حزن .

خواه جزوى خواه كلى يكسره اشراق اوست زانكه . . . )
مرحوم اديب .
نور يابد مستعد تيزگوش كو نباشد عاشق ظلمت چو موش . مولوى .

نورى خانه است ؟ گفتند دختر نورى خانه است گفت نور على نور .

نوشتهء خدائى كه تاند سترد كه پيوند يزدان تواند فترد . مرحوم اديب .

نوش خواهى نيش مىبايد چشيد .

رجوع به : نابرده رنج گنج . . . ، شود .
نوشدارو چه سود خواهد داشت چون شد از ملك زندگى سهراب . ابن يمين . رجوع به : فقرهء بعد شود .

نوش‌دارو كه پس از مرگ بسهراب دهند .

تمثل :
نوشدارو كه پس از مرگ بسهراب دهند * عقل داند كه بدان زنده نگردد سهراب .
بعد از اين لطف تو با ما بچه ماند دانى * نوشدارو كه پس از مرگ بسهراب دهند .
نورى .
وقت هرچيز نگهدار كه نافع نبود * نوشدارو كه پس از مرگ بسهراب دهند .
تاج مآثر . نظير : قباى بعد از عيد براى گل منار خوب است . و رجوع به : صد كاسه بنانى چو عروسى . . . ، شود .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1840 | على اكبر دهخدا