تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1206

مساهمون:

ص١٢٠٦
نظير : ما حك ظهرى مثل يدى ( يا ) مثل ظفرى . ما سد فقرك مثل ذات يدك . هركه باميد همسايه نشست گرسنه مىخوابد . مردهء مرا هيچ كس چون من نگريد . كس نكند بجاى تو آنچه بجاى خود كنى . و رجوع به : پاس توبه ز تو . . . ، و شير گردن ستبر . . . ، شود .

كس نداند برد بر خالق سبق

قفل بر دلهاى ما بنهاد حق . . . )
مولوى و رجوع به : نيابى تو بر بند . . . ، شود .

كس نزاده است مهتر از مادر .

( مردمان را به چشم وقت نگر * وز خيال پريرودى بگذر چند گوئى فلان چنانش مام * چند گوئى فلان چنانش پدر ناف آهو نخست خون بوده است * سنگ بوده است ز ابتدا گوهر كهتران مهتران شوند بعمر * . . . )
وصفى كرمانى « 1 »

كس نكرده است جز بمايه خمير

خوى نيك است و عقل مايهء دين . . . )
ناصر خسرو . نظير : بىمايه فطير است ،

كس نكند بجاى تو آنچه بجاى خود كنى .

هرچه كنى به خود كنى گر همه نيك و بد كنى .

كس نكند درد نهان از طبيب .

كس نگريد بر فوات هيچ هيچ

وا رهيدند از جهان پيچ‌پيچ . . . )
مولوى .

كس نگويد كه دوغ من ترش است .

هركسى در بهانه تيزهش است . . . )
نظامى . تمثل :
اين ورق كز نشاط دارد بهر * يادگار من است اندر دهر هر كسى را به كار خويش هش است * كس نگويد كه دوغ من ترش است زنگى ار چه سياه فام بود * پيش مادر مهى تمام بود .
امير خسرو دهلوى .
كس نيابد به هيچ روى و نيافت نيكنامى بزرق و حيله و فن . فرخى .

كس نيابد چشمهء آب حيات اندر سراب

در دل غافل نيابى سوز عشق از بهر آنك . . . )
عبد الواسع جبلى .

كس نيارد ز پس تو پيش فرست

برگ عيشى بگور خويش فرست . . . )
سعدى .
كس نياموخت علم تير از من كه مرا عاقبت نشانه نكرد
( يا وفا خود نبود در عالم * يا كسى اندر اين زمانه نكرد . . . )
سعدى . رجوع به : اعلمه الرماية . . . ، شود .

كس نيايد بجنگ افتاده .

هركه گردن بدعوى افرازد * دشمن از هر طرف به دو
هامش
( 1 ) در كتاب ابدع البدايع اين قطعه بنام آصفى كرمانى ضبط شده است .