مال ما گل منار است مال مردم زير تغار .
عيوب ما را باز گويند و از خود را نهان كنند .
مال مردم را با مردم بايد خورد .
مال مردم مال مردم است .
تمثل :
مكن زو ياد اگرچه مهربانست * كجا چيز كسان ز آن كسان است .
ويس و رامين .
مال مرده پس مرده ميرود .
از مجموعهء امثال هند . رجوع به : فقرهء بعد شود .
مال مرده عقب مرده ميرود .
نظير : به صاحبش چه وفا كرد كه به من ( يا ) به تو ( يا ) به او كند .
رجوع به : فقرهء بعد شود .
مال مرده وفا ندارد .
تمثل :
مال ميراثى ندارد خود وفا * چون بناكام از گذشته شد جدا
او نداند قدر هم كارزان بيافت * كه بكد و كسب رنجش كم شتافت .
مولوى .
مال مطلوب لعينه نيست .
از فيه ما فيه .
مال مفت از عسل شيرينتر است .
مال مفت و دل بيرحم .
نظير : سنگ مفت و كلاغ مفت . سنگ مفت ميوهء مفت .
مال وقف است و تعلق بدعاگو دارد .
هر كجا قاب پلو جوجه و كوكو دارد . . . )
رجوع به : آنمرحوم ديگر . . . ، شود .
مال و ملكى كه بر گذر باشد نكند عاقل اعتماد بر آن .
اديب صابر .
مال همه مال است مال من ( يا ) مال تو ، بيت المال .
مال خود را حفظ كنند و مال من ( يا ) تو را خورند .
ماليات دولت نبايد زمين بماند .
رجوع به : سوخت را بود كردن ، شود .
مال يتيمان خورى پس چلهدارى كنى راه مزن بر يتيم دست بدار از چله .
سنائى .
رجوع به : لا تزن و لا . . . و رجوع به : نه به اين داريه . . . ، شود .
مال يك جا ميرود ايمان هزار جا .
چون مال كسى را بسرقت برند به بيگناهان نيز بدگمان شود .
ماما آورده را مردهشو ميبرد .
رجوع به : العادة طبيعة . . . ، شود .
مامات من خيره و اصل و ماغات من ذكره حاضر .
( و . . . ) از مقامات حميدى .
ماما كه دو تا شد سر بچه كج بيرون مىآيد .
رجوع به : آبانبار شلوغ . . . ، شود .
ما مذهب من المذاهب الا و للتناسخ فيه قدم راسخ .
ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها .
قرآن كريم . سورهء 11 . آيهء 8 .