تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1391

مساهمون:

ص١٣٩١
مال تو داد دشمنت بدهد گر تو زو داد دوست نستانى . ابن يمين .

مال حرام بود به راه حرام رفت .

گج . رجوع به : باد آورده را باد ميبرد ، شود .

مال خانه به صاحب خانه ميرود .

نظير : ما اشبه السفينة بالملاح . دزديده بود خر كه نماند به خداوند . صفاى هر چمن از روى باغبان پيداست .

مال خودم مال خودم مال مردم هم مال خودم .

نظير : يا مفت يا مفت يا مفت .

مال دنيا به دنيا ميماند .

بايد مال را صرف كرد و بر سر آن نزاع نكرد . نظير :
هون عليك و لا تولع باشفاق * فانما ما لنا للوارث الباقى .
رجوع به : بخور هرچه دارى . . . ، شود .

مال و بال آخرت است .

از جامع التمثيل .

مال را به روى صاحبش خرند .

فروشنده را گشاده‌روئى و چرب‌سخنى بايد .

مال را عوض بود جانرا نبود .

از قابوسنامه .
مال را گر بهر دين باشى حمول نعم مال صالح گفت آن رسول
( چيست دنيا از خدا غافل شدن * نى قماش و نقره و فرزند و زن . . . )
مولوى . اقتباس : از حديث نبويست : نعم المال الصالح للرجل الصالح .
مال را هركسى بدست آرد رنجش اندر نگاهداشتن است . نظير : پول پيدا كردن آسان است نگاهداشتنش مشكل است . مال گرد كردن آسان است و نگاهداشتن دشوار .

مال على و اصل على .

رجوع به : حق بحقدار . . . ، شود .

مال فقيرها چه مىشود يا پسر مىشود يا دختر .

خادمهء يكى از شاهزادگان رخصت خواست تا شب را پرستارى دختر خود كه درد زه داشت رود صباح شاهزاده پرسيد دخترت چه زائيد ؟ گفت قربان مال ما فقيران چه مىشود . . .

مالك‌ترين كسى بر علم عمل‌كنندهء علم است .

منسوب بهوشنگ . از تاريخ گزيده رجوع به : با علم اگر عمل نكنى . . . ، شود .

مالك ما اكلت فافنيت و لبست فابليت .

حديث . از العراضه .

مال گرد كردن آسان است و نگاهداشتن دشوار .

رجوع به : مال را هركسى . . . ، شود .

ما للتراب و رب الارب .

چگونه داند انگشترى كه زرگر كيست * چگونه داند صراف خويش را دينار چو نيست دانش پركار خويش دايره را * چگونه باشد دانا به خالق پرگار .
ناصر خسرو . رجوع به : چه نسبت خاك را . . . ، و رجوع به : اين الثرى . . . ، شود