تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1279

مساهمون:

ص١٢٧٩
گر بهشت از خانهء زرين بود قيصر اكنون خود بفردوس اندر است . ناصر خسرو .
گربه شير است در گرفتن موش ليك موش است در مصاف پلنگ . سعدى .

گربه كشتن شب اول .

رجوع به : گربه را در حجله . . . ، شود .
گربه كه از شير ژيان بوى برد تيز نباشد كه نداند فرار . مختارى .

گربه كه بتنگنا افتاد چشم آدميرا برآرد .

رجوع به : از پى دشمن گريخته . . . ، شود .
گربه گرچه به زير بنشيند موش را سر بگردد اندر جنگ . ناصر خسرو .

گربه گشنيز خورد گرسنه همه چيز .

از شاهد صادق . رجوع به : چو ترك گرسنه . . . شود .
گربهء مسكين اگر پر داشتى تخم گنجشك از زمين برداشتى . سعدى . رجوع به : آن دو شاخ گاو . . . ، شود .

گربه هفت بار جاى بچهاشرا عوض مىكند .

گربه هفت جان دارد .

گربه صدمه‌ها و زخمهاى سخت برتابد .

گربه همه شب بخواب بيند دنبه .

رجوع به : آدم گرسنه نان . . . ، شود .

گربه همه شب موش در خواب بيند .

قرة العيون . رجوع به : آدم گرسنه . . . ، شود .
گر بيايد ذره سنجد كوه را بر درد زان كه ترازوش اى فتى . مولوى .
گر بيايى دهمت جان ور نيائى كشدم غم من كه بايست بميرم چه بيائى چه نيائى . مجمر اصفهانى . نظير :
گر فراقت نكشد جان بوصالت بدهم * تو گرو بردى اگر جفت و اگر طاق آيد .
گر بىبرگى بمرگ مالد گوشم آزاديرا ببندگى نفروشم
( درويش نيم اگرچه خود ميكوشم * ديوانه نيم اگرچه كم شد هوشم . )
نقل از مقدمهء محمد بن على الرقا بر حديقهء سنائى . رجوع به : هيچ آزاد . . . ، شود .
گر پرده ز روى كارها بردارند معلوم شود كه در چه كاريم همه .
( چون باز سفيد در شكاريم همه * با نفس و هواى يارواريم همه . . . )
منسوب بشيخ ابو سعيد ابو الخير . اين قطعه را با تصحيفى بنام القصاص ميرزاى صفوى نيز ديده‌ام :
در پرده بگرگ نفس ياريم همه * چون شير درنده در شكاريم همه . . .
الخ . رجوع به : اگر بهر گناهى بگيرند . . . ، شود .
گر پليدى پيش ما رسوا بود خوك و سگ را شكر و حلوا بود . مولوى .
گرت از دست برآيد دهنى شيرين كن مردى آن نيست كه مشتى برنى بر دهنى .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1279 | على اكبر دهخدا