گر بهشت از خانهء زرين بود قيصر اكنون خود بفردوس اندر است .
ناصر خسرو .
گربه شير است در گرفتن موش ليك موش است در مصاف پلنگ .
سعدى .
گربه كشتن شب اول .
رجوع به : گربه را در حجله . . . ، شود .
گربه كه از شير ژيان بوى برد تيز نباشد كه نداند فرار .
مختارى .
گربه كه بتنگنا افتاد چشم آدميرا برآرد .
رجوع به : از پى دشمن گريخته . . . ، شود .
گربه گرچه به زير بنشيند موش را سر بگردد اندر جنگ .
ناصر خسرو .
گربه گشنيز خورد گرسنه همه چيز .
از شاهد صادق . رجوع به : چو ترك گرسنه . . . شود .
گربهء مسكين اگر پر داشتى تخم گنجشك از زمين برداشتى .
سعدى .
رجوع به : آن دو شاخ گاو . . . ، شود .
گربه هفت بار جاى بچهاشرا عوض مىكند .
گربه هفت جان دارد .
گربه صدمهها و زخمهاى سخت برتابد .
گربه همه شب بخواب بيند دنبه .
رجوع به : آدم گرسنه نان . . . ، شود .
گربه همه شب موش در خواب بيند .
قرة العيون . رجوع به : آدم گرسنه . . . ، شود .
گر بيايد ذره سنجد كوه را بر درد زان كه ترازوش اى فتى .
مولوى .
گر بيايى دهمت جان ور نيائى كشدم غم من كه بايست بميرم چه بيائى چه نيائى .
مجمر اصفهانى .
نظير :
گر فراقت نكشد جان بوصالت بدهم * تو گرو بردى اگر جفت و اگر طاق آيد .
گر بىبرگى بمرگ مالد گوشم آزاديرا ببندگى نفروشم
( درويش نيم اگرچه خود ميكوشم * ديوانه نيم اگرچه كم شد هوشم . )
نقل از مقدمهء محمد بن على الرقا بر حديقهء سنائى . رجوع به : هيچ آزاد . . . ، شود .
گر پرده ز روى كارها بردارند معلوم شود كه در چه كاريم همه .
( چون باز سفيد در شكاريم همه * با نفس و هواى يارواريم همه . . . )
منسوب بشيخ ابو سعيد ابو الخير .
اين قطعه را با تصحيفى بنام القصاص ميرزاى صفوى نيز ديدهام :
در پرده بگرگ نفس ياريم همه * چون شير درنده در شكاريم همه . . .
الخ .
رجوع به : اگر بهر گناهى بگيرند . . . ، شود .
گر پليدى پيش ما رسوا بود خوك و سگ را شكر و حلوا بود .
مولوى .
گرت از دست برآيد دهنى شيرين كن مردى آن نيست كه مشتى برنى بر دهنى .