تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1139

مساهمون:

ص١١٣٩
هميشه من ز خدا دولت وصال تو خواهم * بود كه وقت دعا بگذرد فرشتهء يا رب .
كمال خجندى .
فرشته‌ايست بر اين بام لاجورد اندود * كه پيش آرزوى عاشقان كشد ديوار .
عمادى شهريارى .
فرشته‌اى كه وكيل است بر خزاين باد * چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزنى .
رجوع به : اگر بسوزد كتان چه غم خورد . . . ، شود .
فرشته با شياطين نكند هم آشيانى * ( حرم تو آمد اين دل ز حسد نگاهدارش كه . . . )
نظامى . رجوع به : مثل بعد شود .
فرشته را چه سروكار با شياطين است * ( مرا چكار بابن زياد بيدين است . . . )
از شبيه ، زبان حال هانى در شهادت مسلم .
فرش دولت گستراند هركه او دارد هنر * آب جيحون بگذراند هركه او داند شناه .
معزى . رجوع به : اندر جهان چو بىهنرى . . . ، شود .
فرش سنجاب سمندر تودهء خاكستر است * ( مسند اقبال عاشق گلخن ديوانگيست . . . )
امير عليشير فرشش زمين است لحافش آسمان . رجوع به : آه در بساط . . . ، شود . فرش فرش قالى ظرف ظرف مس دين دين محمد . بهترين و بادوامترين از فرشها ، قالى ، و از ظرفها مس باشد .
فرصت شمار صحبت كز اين دو روزه منزل * چون بگذريم نتوان ديگر بهم رسيدن .
حافظ . نظير :
خذ من الدنيا بحظ قبل ان تنقل عنها * فهى دار ليس تلقى بعدها اطيب منها . صحبت غنيمت است بهم چون رسيده‌ايم * تا كى دگر بهم رسد اين تخته‌پاره‌ها .
صائب . رجوع به : از آنروزيكه از تو شد . . . ، شود . فرصت غنيمت است . رجوع بفقرهء قبل شود .
فرصت غنيمت است نبايد ز دست داد * ( بودم جوان كه گفت مرا پير اوستاد . . . )
رجوع به : از امروز كارى بفردا . . . و رجوع به : از آنروزيكه از تو شد . . . ، شود . فرض محال محال نيست . فرع الشى يخبر عن اصله . على عليه السلام .
فرع باشد بىخلل چون اصل باشد استوار * ( حشمت او هست اصل و كار ديوان هست فرع . . . )
معزى . فرع زياده بر اصل است . نظير : آفتابه خرج لحيم است . رجوع به : آفتابه لگن