تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨
سكه جن است و بنده بسم الله . رجوع به : پول غول است . . . ، شود .
سكه‌اى كاندر سخن فردوسى طوسى نشاند * مشنو ار گويند كس از زمرهء فرسى نشاند اول از بالاى كرسى بر زمين آمد سخن * او دگربار از زمينش برد و بر كرسى نشاند .
ابن يمين ؟ سكه شاه ولايت هرجا رود پس آيد .
دشنام دهى باز دهندت ز پى آنك * دشنام مثل چون درم دير مدار است .
ناصر خسرو .
پيرى اى خواجه يكى خانهء تنك است كه من * در او را نه همى يابم هرجا كه دوم بل يكى پايه پشيز است كه تا يافتمش * نه همى دوست پذيرد زمنش نه عدوم .
ناصر خسرو .
سگ و دربان چو يافتند غريب * اين گريبان بگيرد آن دامن .
سعدى . سك هارش ، ( يا ) سك هارم نگرفته است . اين پرخاش و شتم يا اين ضرب و سياست بى علتى نيست . نظير : لو ترك الحرباء ماصل . سگى ببامى جسته گردش بما نشسته . تفاخر را دعوى انتساب و خويشاوندى يا صاحب مرتبتى مىكند در حالى كه نسبت‌شان با يكديگر بسيار بعيد است .
سگى را خون دل دادم كه با من يار ميگردد * ندانستم كه سگ خون مىخورد خونخوار ميگردد .
نظير : سمن كلبك يا كلك . اتق شر من احسنت اليه .
سگى را گر كلوخى بر سر آيد * ز شادى برجهد كين استخوان است . . . و گر نعشى دو كس بر دوش گيرند * لئيم الطبع پندارد كه خوان است . )
سعدى نظير : خر داغ ميكنند . سگى كه براى خودش پشم نميكند براى ديگران كشگ نخواهد كرد . سگى را كه از خداوند بريد و پى تو گرفت او را بران كه روزى ترا نيز بگذارد و پى ديگرى گيرد . منسوب به ديوجانس كلبى . نقل از شاهد صادق . سگالش خصمان در پرده كارگرتر آيد . مرزبان‌نامه . سلام از كوچك است . بر صغير است كه بر كبير در سلام سبقت جويد . سلام از ماست . در جواب بزرگترى كه بكوچكتر سلام گويد گفته مىشود و مراد از آن اين‌كه تكليف و وظيفهء من بود كه بشما سلام گويم و شما پيشى گرفتيد . سلام بزرگ و كوچك ندارد . سبقت جستن در سلام در كوچك و بزرگ هر