خداى ما كه با عدل است و داد است * همه چيزى بيك بنده نداده است .
خدا هيچ بنده را بگرسنگى امتحان نكند . رجوع به : چو ترك گرسنه ، و رجوع به :
آدم گرسنه . . . ، شود .
خدايا آنكه را عقل دادى پس چه ندادى و آنكه را عقل ندادى پس چه دادى .
منسوب به خواجه عبد اللّه انصارى و بزرجمهر . نظير : عدو الرجل حمقه و صديقه عقله . رجوع به : اندر جهان به از خرد . . . ، شود .
خدايا تو شبرو به آتش مسوز * كه ره مىزند سيستانى بروز .
سعدى .
نظير :
دزد بشمشير تيز گر بزند كاروان * بر در دكان زند خواجه به زخم پله .
سنائى .
خدا يار است گويم فتنه از تو است * ( . . . ولى از ترس نتوانم چغيدن
لب و دندان تركان ختا را * بدين خوبى نبايست آفريدن
كه از دست لب و دندان ايشان * بدندان دست و لب بايد گزيدن
اگر ريگى بكفش خود ندارى * چرا بايست شيطان آفريدن . )
ناصر خسرو علوى .
خدا يار تنبلهاست . بمزاح ، پيشامدهاى خوب بيشتر كاهلان را نصيب شود . نظير : خدا يار شلختههاست . فاطمه زهرا براى شلختهها دو ركعت نماز خوانده .
خدا يار شلختههاست . رجوع بفقرهء قبل شود . شلخته زن ناكدبانو و نادان به كارهاى خانه را گويند .
خدا يار مظلومان است . از سياستنامهء خواجه نظام الملك .
خدايا زين معما پرده بردار . امرى روشن و ساده نيست . مأخوذ از بيت ذيل است :
سخن سربسته گفتى با حريفان * خدا را زين معما پرده بردار .
حافظ .
خداى است بهتر نگهدار و بس * ( . . . از او به نباشد خداوند كس . )
فردوسى . ى .
نظير :
فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ .
قرآن كريم . سورهء 12 . آيهء 64 .
خدايا طاقت مردى ندارم زنم كن . مزاحى است با مردى كه لباس زنان پوشد يا ساير خويها و منشهاى آنانرا تقليد كند .
خداى جهان را جهان تنگ نيست .
( مرا با ملك طاقت جنگ نيست * به صلح ويم نيز آهنگ نيست
ملك شهريار است و از شهريار * هزيمت شدن بنده را ننگ نيست
اگر باد پايست خنك ملك * كميت مرا نيز پالنگ نيست
به خوارزم آيد به سقسين روم * . . . )
سلطان آتسز بن قطب الدين محمد . رجوع به : ارض اللّه واسعة ، شود .
خداى دانى خلق خداى را ما زار . * ( اگر خداىپرستى تو خلق را مپرست . . . )
ناصر خسرو .