تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
نكوئى گر كنى منت منه زان * كه باطل شد ز منت جود و احسان
. ناصر خسرو .

آفة العلم النسيان

. آهوى دانش فراموشى است . نظير : الدرس حرف و التكرار الف .

آفت رسيده را غم باج و خراج نيست

. نظيرى . نظير :
بر ده ويران خراج و عشر نيست
. مولوى .
از ده ويران كه ستاند خراج
. نظامى .

آفت مردمى پشيمانى است .

( . . . تا نگردى تو چون پشيمانى . )
مسعود سعد . مردمى در اينجا بخشش و دهش است . رجوع به آنچه بخشند چه بسيار و چه كم ، شود .

آفتى نبود بتر از ناشناخت .

( . . . تو بر يار و ندانى عشق باخت . )
جلال الدين رومى . نظير :
ديده ميبايد كه باشد شه شناس * تا شناسد شاهرا در هر لباس
.
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنى ميكرد
. حافظ . يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم .

آفرين باد بر اين همت مردانهء تو

. گج . ظاهرا بطور طنز در مورد بى همتى گفته شود .

آفرين بشيرت ، آفرين بشيرى كه خوردهء

. بيشتر بطعن به كسى كه مرتكب كارى زشت شود گويند . و گاهى از روى مزاح گويند آفرين بشيرى كه تو را خورد .

آفرين بشيرى كه تو را خورد

. رجوع به مثل قبل شود .

آقا بالاسر

. كسى كه بىهيچ حقى يا احسانى به كسى فرمان و حكم راند .

آقا بله‌چى « 1 » .

آنكه از روى خوش آمد و تملق هر كار و گفته را تصديق كند . نظير : بلى قربان . بادنجان دور قاب‌چين .

آقا ديگر توبره گم نمىكند

. بمزاح ، حالا او ديگر مجرب و آزموده است .

آقا شكسته نفسى مىكند ، غلط مىكند

. مريدى مدعى شد پير او چون كامل است در همهء انواع فضائل بر ساير ابناء نوع برترى دارد . شنونده بر سبيل انكار پرسيد آيا شيخ خط را نيز از مير عماد بهتر نويسد ؟ گفت البته چنين است . مشاجره دراز كشيد حكومت را به خود مراد بردند او انصاف داد كه رجحان كتابت مير مسلم است . مريد متعصب اين معنى را حمل بر تواضع و فروتنى مرشد كرده گفت . . . . . . . نظير : پير نمىپرد مريدان مىپرانند . پير ميسازد مريدان دسته مىنهند . يك مريد خر به از يك ده شش دانگ است .

آقا گفته هفت انداز بپزيد

. بازرگانى از غلام ببانو پيام فرستاد تا براى شب
هامش
( 1 ) بله لحنى در بلى و بمعنى آرى است . و چى مأخوذ از زبان تركى علامت نسبت است .