تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧

پول پيدا كردن آسان ليكن نگاهداشتنش مشكل است

. نظير :
مالرا هركسى بدست آرد * رنجش اندر نگاهداشتن است .

پول حلال يا خرج شراب شور مىشود يا شاهد كور

. از پول حلال بطنز پول حرام اراده كنند . نظير : بادآورده را باد برد .

پول داده‌ام ميخورمش

. رجوع به : اگر زاقى كنى . . . ، شود .

پول دارد كه آواز خروس نشنيده است

. زر و سيم فراوان خويش را در خاك پنهان كرده است .

پول دارم و قرض نميدهم و ممنون هم باش

. به كسى گفتند فلان مبلغ به من قرض ده گفت . . . ) رجوع به : اليأس احدى الراحتين ، شود .

پولدارها بكباب بىپولها ببوى كباب

. رجوع به : اى زر تو خدا نه‌اى . . . ، شود .

پولرا آدم پيدا مىكند آدمرا پول پيدا نميكند

. رجوع به : آدم پول . . . ، شود .

پولرا از كاغذ نميبرند

. در خرج نبايد اسراف كرد . رجوع به : اسراف حرام است ، شود .

پولش از پارو بالا ميرود

. مالى فراوان دارد .

پولش خوبست و خودش بد !

نظير :
امسى عرابة ذا مال يسر به * من مال جعد و جعد غير محمود .

پول عاشقى بكيسه برنميگردد

. رجوع به : زر عاشقى . . . ، شود .

پول علف خرس نيست

. زر و سيم را بهر خواهندهء نميتوان داد . نظير : پول را از كاغذ نمىبرند .

پول غول است و ما بسم الله

. چنان كه غول با بسم اللّه فراهم نيايند پول نيز نزد ما يافت نشود .

پول قلب به هرجا رود بازگردد

. چنان كه در پول در غير آن نيز از اشياء و اشخاص اين مثل مستعمل است . نظير : سكه شاه ولايت هرجا رود پس آيد .

پول كم سليقه بسيار

. از كلمهء سليقه مشكل‌پسندى اراده كنند .

پول گرد بازار دراز

. اگر شما از بخشيدن يا فروختن اين چيز امتناع داريد من خود توانم خريد .

پول كاسهء همسايه نميشود

. كاسهء همسايه عبارت از زله‌ها و غذاهاى مطبوخيست كه همسايگان بهديه به يكديگر فرستند و مراد مثل اينكه پول را برايگان ندهند . رجوع به : پول علف . . . ، شود .

پول ما سكهء عمر دارد !

با آنكه ما هم باندازهء ديگران پول ميدهيم آن خدمت يا احترام كه بسايرين ميكنند بما روا نمىدارند .

پول نداده و ميان لحاف خوابيده .

گويند دو مرد بشراكت لحافى خريدند مردى اصفهانى شب بىبالاپوش بود نزد آن دو آمده گفت هريك از شما چون پول