پول پيدا كردن آسان ليكن نگاهداشتنش مشكل است
. نظير :
مالرا هركسى بدست آرد * رنجش اندر نگاهداشتن است .
پول حلال يا خرج شراب شور مىشود يا شاهد كور
. از پول حلال بطنز پول حرام اراده كنند . نظير : بادآورده را باد برد .
پول دادهام ميخورمش
. رجوع به : اگر زاقى كنى . . . ، شود .
پول دارد كه آواز خروس نشنيده است
. زر و سيم فراوان خويش را در خاك پنهان كرده است .
پول دارم و قرض نميدهم و ممنون هم باش
. به كسى گفتند فلان مبلغ به من قرض ده گفت . . . ) رجوع به : اليأس احدى الراحتين ، شود .
پولدارها بكباب بىپولها ببوى كباب
. رجوع به : اى زر تو خدا نهاى . . . ، شود .
پولرا آدم پيدا مىكند آدمرا پول پيدا نميكند
. رجوع به : آدم پول . . . ، شود .
پولرا از كاغذ نميبرند
. در خرج نبايد اسراف كرد . رجوع به : اسراف حرام است ، شود .
پولش از پارو بالا ميرود
. مالى فراوان دارد .
پولش خوبست و خودش بد !
نظير :
امسى عرابة ذا مال يسر به * من مال جعد و جعد غير محمود .
پول عاشقى بكيسه برنميگردد
. رجوع به : زر عاشقى . . . ، شود .
پول علف خرس نيست
. زر و سيم را بهر خواهندهء نميتوان داد . نظير : پول را از كاغذ نمىبرند .
پول غول است و ما بسم الله
. چنان كه غول با بسم اللّه فراهم نيايند پول نيز نزد ما يافت نشود .
پول قلب به هرجا رود بازگردد
. چنان كه در پول در غير آن نيز از اشياء و اشخاص اين مثل مستعمل است . نظير : سكه شاه ولايت هرجا رود پس آيد .
پول كم سليقه بسيار
. از كلمهء سليقه مشكلپسندى اراده كنند .
پول گرد بازار دراز
. اگر شما از بخشيدن يا فروختن اين چيز امتناع داريد من خود توانم خريد .
پول كاسهء همسايه نميشود
. كاسهء همسايه عبارت از زلهها و غذاهاى مطبوخيست كه همسايگان بهديه به يكديگر فرستند و مراد مثل اينكه پول را برايگان ندهند . رجوع به : پول علف . . . ، شود .
پول ما سكهء عمر دارد !
با آنكه ما هم باندازهء ديگران پول ميدهيم آن خدمت يا احترام كه بسايرين ميكنند بما روا نمىدارند .
پول نداده و ميان لحاف خوابيده .
گويند دو مرد بشراكت لحافى خريدند مردى اصفهانى شب بىبالاپوش بود نزد آن دو آمده گفت هريك از شما چون پول