تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
روانرا رنج بيهوده نمائى * كه چندين آزموده آزمائى
. ويس و رامين .
همى دانم كه رنج خود فزايم * كه چندين آزموده آزمايم
. ويس و رامين .
چرا من آزموده آزمايم * چرا بيهوده رنج خود فزايم
. ويس و رامين .
بجز دوزخ نباشد هيچ جايم * اگر نيز آزموده آزمايم
. ويس و رامين . نظير :
من جرب المجرب حلت به الندامه . * آزموده را آزمودن جهل است
.

آزموده را آزمودن جهل است

. رجوع بفقرهء قبل شود .

آزمون رايگان

. بر امتحان كردن ضررى مترتب نشود . تمثل : با پدر راى زد و گفت اى پدر شهر برد سير خالى است . . . . اگر سحرگاهى چند سوار در پس ديوارها نزديك دروازهء شهر كمين سازند و چون در بگشايند خود را در شهر اندازند همانا اهل شهر را دست مدافعت و طاقت ممانعت نباشد . . . . اتابك گفت چنين گفته‌اند آزمون رايگان . . . . تاريخ سلاجقه . و امروز گويند تجربه مال و خرجى ندارد .

آسان زيد مرد آسان گذار

( بآسان گذارى دمى ميشمار * كه . . . )
نظامى . نظير :
دلى آسان گذار از كشورى به
. ويس و رامين .
سخت ميگيرد جهان بر مردمان سخت‌كوش
. حافظ .

آسان گردد بر آنچه همت بستى

. از كتاب امثال مختصر طبع هندوستان . نظير :
همت بلند دار كه مردان روزگار * از همت بلند به جائى رسيداند
.
همت بلند دار كه نزد خدا و خلق * باشد به قدر همت تو اعتبار تو
. ابن يمين .
معنى توفيق غير از همت مردانه چيست * انتظار خضر بردن اى دل فرزانه چيست
. صائب .
همت عالى ز فلك بگذرد * مرد بهمت ز ملك بگذرد
. خواجو .
همت اگر سلسله جنبان شود * مور تواند كه سليمان شود
. وحشى . همم الرجال تقلع الجبال . المرء يطير بهمته كما يطير الطاير بجناحيه .
بهر كارى كه همت بسته گردد * اگر خارى بود گلدسته گردد
.

آسايش بود بنياد خوارى .

( دلم بگرفت از اين آسوده كارى * كه . . . )
ويس و رامين . تن آسانى و كاهلى منجر به فقر و پريشانى گردد .
آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا حافظ . نظير : المدارات قوام المعاش و ملاك المعاشرة . الرفق يمن و الخرق شوم . من رفق رتق و من خرق خرق .
اى سليمان در ميان زاغ و باز * لطف حق شو با همه مرغان بساز
. مولوى .
گر از تحمل من خصم شد زبون چه عجب * فلك حريف زبردستى مدارا نيست . راد مردى مرد دانى چيست * با هنرتر ز خلق دانى كيست
.