تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢

اين يكيرا كه زائيده‌اى بزرگ كن

. نظير : با يكدست دو هندوانه نمىشود برداشت .
مرغيست به دريا درگويد كه دو گيرم * دل برد و گمان چون سفرى بر سر دو راه صيدى به كف آورده يكى ديگر جويد * هرگز نبود سير يكى روز بيك ماه نايدش بچنگ آنكه سوى وى كند آهنگ * آن نيز كه دارد شود از چنگش كوتاه .
ناصر نسوى .

اين ييلاق و قشلاق را از كجا آورده‌ايد

. زنى براى استعلاج نزد مرحوم ميرزا ابو الحسن خان دكتر ( از اولين اطبائى كه باسلوب طب جديد درس خوانده و بالطبع از چار مزاج و چهار خلط قدما اطلاعى نداشت ) آمده گفت حكيم‌باشى طبعم گرم است و استخوانهايم سرد ، سردى مىخورم با من نمىسازد و گرمى هم ضرر مىكند . دكتر بتعجب پرسيد خانم . . .

اى يومى من الموت افر

. ( . . . يوم ما قدر ام يوم قدر يوم ما قدر لم اخشى الردى و اذا قدر لم يغن الحذر . ) منسوب بعلى عليه السلام . رجوع به : اجل نامد قوى زره است ، شود .