تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
بايد متاع نيكو دكان ز هركه باشد .
مهره نگر گو مباش افعى مردم‌گزاى * نافه طلب گو مباش آهوى صحرانشين .
سخن كان از دماغ هوشمند است * گر از تحت الثرى آيد بلند است .
نظامى .
چه كنى ريش و سبلت مانى * چون بديدى عجائب ار تنگ .
سنائى .
سخنى كز حضور گردد فاش ( كذا ) * قائلش هركه هست گو مىباش .
اوحدى .

ان غدا لناظره قريب

. رجوع به : ا ليس الصبح . . . ، شود .

انفكاك شيئى از نفس محال است

. قاعده فلسفى است كه گويد هيچ چيز جز خود او نتاند بود .

ان فى التأخير آفات

. سپوزكارى را آهوها زايد . رجوع به : از امروز كارى بفردا ممان . . . ، شود .

انقوزه در قند خورانيدن

. به صورت و ظاهرى نيك كسى را زيان و آسيبى رسانيدن . تمثل :
ز شيرين كارى شيرين دلبند * فراوان خورده بود انقوزه در قند .
امير خسرو . نظير : سير در لوزينه داشتن .

انكار پس از اقرار مسموع نباشد

. تمثل :
دگر مگوى كه من ترك عشق خواهم كرد * كه قاضى از پس اقرار نشنود انكار .
سعدى . حاكم بسخن روستائى گيرد اما رها نكند .

ان كثير النصح يهجم على كثير الظنة

. چون در پند مبالغت رود شنونده گمان بد برد .

إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ .

قرآن كريم . سورهء 27 . آيهء 82 . بىگمان تو مردگانرا شنوا نتوانى كرد و گران گوشانرا نيوشا ندانى ساخت رجوع به : آه سعدى . . . ، شود .

إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ .

قرآن كريم . سورهء 28 . آيهء 56 . براستى هركه را تو خواهى راهنمائى نتوانى كرد ليكن ايزد تعالى آن را كه خواهد راهنمائى فرمايد .

انك مسئول يوم القيمة بماذا اكتسبت لا به من انتسبت

. در قيامت از تو پرسند عملت چيست و نگويند پدرت كيست . سعدى رجوع به آنجا كه بزرگ بايدت بود ، شود .

إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ .

قرآن كريم . سورهء 12 . آيهء 28 . راستى فسون و ترفند شما زنان بسيار باشد . اقتباس :
روح را از عرش آرد در حطيم * لاجرم مكر زنان باشد عظيم .
مولوى . رجوع به : النساء حبائل الشيطان ، شود .

انگار ميكنم كه ور نجستم

. مردى يزدى از يكسوى بر خر جست تا سوار شود و از ديگر سوى بيفتاد . چست برخاست گرد بيفشاند و گفت انگار ميكنم كه ور نجستم . مراد مثل