تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

انديشهء صحيح نباشد سقيم را .

( در قتل ما ز نرگس خود مصلحت مكن * ك . . . )
صائب . نظير : راى العليل عليل .

انديشه كردن كه چه گويم به از پشيمانى خوردن كه چرا گفتم

. سعدى . رجوع به : اگر طوطى زبان . . . ، شود .
انديشه مرد ناكرده كار كند آرزوى گل از تخم خار بهار دل آرام جويد ز دى شكر خواهد از بوريائينه نى . ( كه . . . ) حضرت اديب .
انديشه مكن بكارها در بسيار كانديشه بسيار بپيچاند كار .
( . . . كارى كه برويت آيد آسان بگذار * ور نتوانى بكاردانان بسپار . )
مسعود سعد .

إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ .

قرآن كريم . سورهء 89 . آيهء 13 . خداى تو بر ديده‌گاه است . نظير : محتسب در بازار است . صاحب راه كنار راه .

انسان به آرزو زنده است

. رجوع به : آدم باميد زنده است ، شود .

انسان باميد زنده است

. رجوع به : آدم باميد زنده است ، شود .

انسان بخوراك زنده است

. جمله را به بيمارى كه خوردن نخواهد گويند . نظير :
تنومند را از خورش چاره نيست .
فردوسى .

انسان جايز الخطاست

. رجوع به : الانسان محل السهو و النسيان ، شود .

انسان فاعل مختار است

. نظير : عقيده آزاد است .
بگيتى درون جانور گونه‌گون * بسند از گمان وز شمردن فزون و ليك از همه مردم آمد پسند * كه مردم گشاده است و ايشان به بند .
اسدى .
تو آزادى و هرگز هيچ آزاد * نتابد همچو بنده جور و بيداد .
ويس و رامين . و رجوع به : آزادى آبادى است و رجوع به : لا جبر و لا تفويض . . . ، شود .

انسان مدنى الطبع است

. مردمان بمنش و نهادخواهان گردشدن با يكديگر و آبادانى و عمران باشند .

انشاء الله گربه است

. دير بامى امام ده به مسجد ميرفت جامه‌اش بسگى باران‌خورده بياساييد . امام چشم برهم نهاده گفت انشا اللّه گربه است . حكايت منظوم ذيل مأخوذ از اين مثل است . :
گردن و سينه در شكم مد غم * پاى تا سر چو خم تمام شكم هيچ نه جز عمامه و شكمى * كلمى ضخم بر فراز خمى قوز سالوسيش به پشت چو يوز * معنى صدق قوز بالا قوز بر زبان ذكر و خاتمش بيمين * سبحه در دست و پينه بار جبين ريش انبوه پر ز اشپش و كك * زير او اوفتاده تحت حنك همچو آن توبرهء كه آگنده * بند بر كلكى درافكنده