انديشهء صحيح نباشد سقيم را .
( در قتل ما ز نرگس خود مصلحت مكن * ك . . . )
صائب .
نظير : راى العليل عليل .
انديشه كردن كه چه گويم به از پشيمانى خوردن كه چرا گفتم
. سعدى .
رجوع به : اگر طوطى زبان . . . ، شود .
انديشه مرد ناكرده كار كند آرزوى گل از تخم خار بهار دل آرام جويد ز دى شكر خواهد از بوريائينه نى .
( كه . . . ) حضرت اديب .
انديشه مكن بكارها در بسيار كانديشه بسيار بپيچاند كار .
( . . . كارى كه برويت آيد آسان بگذار * ور نتوانى بكاردانان بسپار . )
مسعود سعد .
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ .
قرآن كريم . سورهء 89 . آيهء 13 . خداى تو بر ديدهگاه است .
نظير : محتسب در بازار است . صاحب راه كنار راه .
انسان به آرزو زنده است
. رجوع به : آدم باميد زنده است ، شود .
انسان باميد زنده است
. رجوع به : آدم باميد زنده است ، شود .
انسان بخوراك زنده است
. جمله را به بيمارى كه خوردن نخواهد گويند . نظير :
تنومند را از خورش چاره نيست .
فردوسى .
انسان جايز الخطاست
. رجوع به : الانسان محل السهو و النسيان ، شود .
انسان فاعل مختار است
. نظير : عقيده آزاد است .
بگيتى درون جانور گونهگون * بسند از گمان وز شمردن فزون
و ليك از همه مردم آمد پسند * كه مردم گشاده است و ايشان به بند .
اسدى .
تو آزادى و هرگز هيچ آزاد * نتابد همچو بنده جور و بيداد .
ويس و رامين .
و رجوع به : آزادى آبادى است و رجوع به : لا جبر و لا تفويض . . . ، شود .
انسان مدنى الطبع است
. مردمان بمنش و نهادخواهان گردشدن با يكديگر و آبادانى و عمران باشند .
انشاء الله گربه است
. دير بامى امام ده به مسجد ميرفت جامهاش بسگى بارانخورده بياساييد .
امام چشم برهم نهاده گفت انشا اللّه گربه است . حكايت منظوم ذيل مأخوذ از اين مثل است . :
گردن و سينه در شكم مد غم * پاى تا سر چو خم تمام شكم
هيچ نه جز عمامه و شكمى * كلمى ضخم بر فراز خمى
قوز سالوسيش به پشت چو يوز * معنى صدق قوز بالا قوز
بر زبان ذكر و خاتمش بيمين * سبحه در دست و پينه بار جبين
ريش انبوه پر ز اشپش و كك * زير او اوفتاده تحت حنك
همچو آن توبرهء كه آگنده * بند بر كلكى درافكنده