تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
اى بسا ابليس آدم‌رو كه هست * پس بهر دستى نشايد داد دست .
مولوى . و رجوع به : آه از اين واعظان . . . ، شود .

اندراين ملك چو طاوس به كار است مگس .

( گرچه خوبى بسوى زشت بخوارى منگر * ك . . . )
سنائى . تمثل :
اگرت هست هنر عيب كسان بازمجوى * كاندراين ملك چو طاوس به كار است مگس .
ابن يمين . و ناموس ملك را مگس همچو طاوس به كار آيد . مرزبان‌نامه . رجوع به : ابلهى ديد اشترى بچرا . . شود .
اندراين منزلى كه يك هفته است بوده نابوده آمده رفته است . سنائى .
اندر بلاى سخت پديدآيد فضل و بزرگ‌مردى و سالارى
( اى آنكه غمگنى و سزاوارى * وندر نهان سرشگ همى بارى از بهرآن كجا ببرم نامش * ترسم ز بخت انده و دشوارى رفت آنكه رفت‌وآمد آنك آمد * بود آنچه بود خيره چه غم دارى هموار كرد خواهى گيتى را * گيتى است كى پذيرد هموارى مستى مكن كه نشنود او مستى * زارى مكن كه نشنود او زارى شو تا قيامت ايدر زارى كن * كى رفته را بزارى باز آرى آزار بيش بينى زين گردون * گر تو بهر بهانه بيازارى گوئى گماشته است بلائى او * بر هركه تو بر او دل بگمارى ابرى پديد نى و كسوفى نى * بگرفت ماه و گشت جهان تارى فرمان كنى و يا نكنى ترسم * بر خويشتن ظفر ندهى بارى تا بشكنى سپاه غمان بر دل * آن به كه مى به يارى و بگسارى . . . )
رودكى .
اندر بنه صد شتر بديديم اكنون غم يك مهار داريم . سنائى . نظير :
ديروز چنان بدى كه كس چون تو نبود * و امروز چنين شدى كه كس چون تو مباد .
على هاشم ميگويد كه از عجايب روزگار كه من ديدم آن است كه حسن سهل را كه وزير مأمون بود در بغداد ديدم كه همه رخت و قماش او در زنبيلى ميبردند تفحص كردم پيراهنى بود و زيرجامهء و جفتى موزه و يك اسطرلاب و همو را ديدم بعد از مدتى كه وزير شده بود ، هزار شتر در زير بنهء او ميرفت و هنوز تمام نبود و همچنين فضل سهل برادر او را ديدم ، كه هزار شتر در زير رخت او ميرفت . و باز ديدم كه همه قماشات او را در زنبيلى از خانه بخانهء ميبردند . اين حكايت منبهى است اصحاب دولت و ارباب محنت را ، كه نه دولت را ثباتى است و نه محنت را دوامى بقا بقاى خدا است و ملك ملك خداى . حاشيهء احياء العلوم . « 1 »
هامش
( 1 ) نسخهء ناتمامى از احياء العلوم حجة الاسلام غزالى در ملك اين بنده است كه پارهء حواشى بى تناسب با مطالب متن بر آن نوشته‌اند و چون نميدانم نويسنده كيست يا از كجا نقل شده بعد از اين هر وقت قسمتى از آن در اين كتاب بيايد ذكر مأخذ را بجملهء حاشيهء احياء العلوم اكتفا مىشود .