اليمين و الشمال مضلتان
. نقل از اوصاف الاشراف . راه دست راست و چپ دو بيراهه باشد .
اليوم خمر و غدا امر
. امروز به شراب نشينيم و فردا در كارها بينيم . نظير :
چو فردا شود فكر فردا كنيم .
نظامى . فردا هم روز خداست . اليوم قحاف و غدار نقاف .
اما البيت فحسن و اما ساكنه فردى
. چهره و ديدارى زيبا و خو و منشى زشت دارد .
اما چند كلمه از مادر عروس بشنو
. گويا در داستانى اين جمله چند بار مكرر مىشود . در جائى كه قسمتى از حكايت را يك چند مسكوت گذارند و بخشى ديگر از آن را قصه كنند ، اين عبارت را به صورت مثلى گويند : رجوع به چند كلمه از مادر عروس بشنو ، شود .
امام حسينى نيست و گرنه شمر بسيارست
. معاصرين ما در قساوت و سنگدلى كمتر از شمر بن ذى الجوشن نيستند .
امامزادهايست كه باهم ساختيم
. چنان كه در اختراع و ابداع مزارها عادت رفته است ، شيادى چند بنهانى لوحى مزور كه نام فرزندى از ائمه عليهم السلام بر آن ثبت بود در خاك كردند . و با رؤياهاى دروغين خود سادهلوحان را بكاوش زمين و برآوردن لوح برانگيختند .
لوح برآمد ، دعوى ثابت و توليت خدمت مزار بديشان مسلم و جداول صدقات و نذور از هر سو بدانصواب روان شد . ناچار سپس در انظار عامه قسم بزرگ همدستان بر همان مزار شريف بود .
تا روزى يكى از شركاء جعل از دستيار خويش مالى بدزديد . صاحب مال بحدس و قياس سارق را شناخته در مطالبت ابرام ميكرد و او هربار با سوگند ان غليظ به همان بقعه منيف بر انكار مىافزود عاقبت مرد از بىشرمى و وقاحت همكار بحيرت مانده و بىاختيار در ملاء ناس بر خلاف مصلحت خويش فرياد برآورد . اى بىآزرم ! آخر نه اين امامزاده را باهم ساختيم : مثل را در مواردى كه مثل با همه كس پلاس با من هم ، مستعمل است ، استعمال كنند .
امامزادهء بىزينت است
. مسلمانان براى آرايش مرقد و ضريح امامزادهها از سيم و زر و منسوجات گرانبها زيورها به نذر برند . بعض متوليان نذورات مزبوره را دزديده و بر امامزاده تهمت نهند كه او قبول زينت نميفرمايد . يعنى هرچند بردن زيب و زيور براى مرقد او لازم و وظيفهء هر مسلم است و اين خدمات بايد باحترام او مستمر و دايم باشد ، لكن چون همهء اينها زخارف دنيوى و در حكم جيفه است امامزاده حق دارد هر شب آوردههاى روز را محو تباه فرمايد . مثل را دربارهء كسى كه هرچه در تكميل البسه و اسباب زينت او كوشند او باز بسادگى و بىبندبارى گذراند گويند .
امامزاده جلبندى
. جل در اينجا عبارت از پارچههاى باريك و ريسمان و غيره است كه براى برآمدن حاجات بضريح و درب مقابر متبركه و گاهى بدرختها و سنگهاى مقدس بندند .
و در مثل كسى را كه جامههاى كوتاه و بلند بدون ترتيب بر خود پوشد يا آلات تزيين گوناگون و بىتناسب بر خود آويزد بامامزاده جلبندى تشبيه كنند . نظير : دارا بىشرم است .