تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
بر دوگونه باشند دانا و دانش‌آموز و جز اين دوگولان و فرومايگانند .

الناس على دين ملوكهم

. مردمان دين پادشاهان خويش گيرند . نظير : الناس على دين الملوك : حديث . اقتباس :
خوى شاهان در رعيت جا كند * چرخ اخضر خاك را خضرا كند .
مولوى .
بگذرد اين صيت از بصره و تبوك * چونكه الناس على دين ملوك .
مولوى .
آن رسول حق قلاووز سلوك * گفت الناس على دين ملوك .
مولوى .
كه رعيت دين شه دارند و بس * اين‌چنين فرمود سلطان عبس .
مولوى .
هر آن صفت كه شه ملك راست غالب اوصاف * همان صفت كند اندر سپاه شاه سرايت .
مغربى .

الناس مجزيون باعمالهم

. مردمانرا بكردار آنان پاداش و كيفر دهند . رجوع به : از مكافات . . . ، شود .

الناس مسلطون على اموالهم و انفسهم

. مردمان برخواسته و جان خويش درازدستان باشند .

الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة

. حديث . مردمان چون كان زر و سيم گوناگون باشند .

الناس من جهه التمثال اكفاء .

( . . . ابوهم آدم و الام حواء * ما الفخر الا لاهل العلم انهم على الهدى لمن استهدى ادلاء . )
منسوب بعلى عليه السلام . مردمان در چهره و ديدار همانند و همال باشند . همه را پدر آدم و مادر حواست . برترى تنها دانشمندانراست چه آنان راه جويانرا راهبرانند . رجوع به : آنكس كه داناتر است ، شود .

الناس موتى و اهل العلم احياء

. ( و قدر كل امرء ما كان يحسنه و الجاهلون لاهل العلم اعداء ففز بعلم تعش حيا به ابدا . . . منسوب بعلى عليه السلام ) پايه هركس باندازهء دانش اوست و نادانان دانشمندان را دشمن گيرند . بدانش زندگى ابدى بدست كن چه ديگر مردمان مردگانند و زندگى مرد دانش راست . رجوع بآنكس كه داناتر است ، شود

الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا

. على عليه السلام . مردمان خفتگانند و آنگاه بيدار شوند كه مرده باشند . اقتباس :
از اين خواب اگر كوته است ار دراز * گه مرگ بيدار گرديم باز .
اسدى .
گفت مرد خرد در اين معنى * كه سخن‌هاى او بود فتوى خفته‌اند آدمى ز حرص و غلو * مرگ چون رخ نمود انتبهوا .
سنائى .
تا چنين زنده‌اى تو در خوابى * چون بميرى تمام دريابى .
اوحدى .

الناقص كالمعدوم

. نقل از العراضه . كم و نارسا چون نابوده‌ايست .