پسر كو ز راه پدر بگذرد * ستمكاره خوانيمش و بىخرد .
فردوسى .
پسر كه دانا باشد بر از پدر بخورد * بخاصه از پدر پيشبين دولتيار .
فرخى .
نشان پدر بايد اندر پسر * روا نبود ار كمتر آرد هنر .
فردوسى .
پدر مهربان كى بود بر پسر * چو باليده نبود بخوى پدر .
حضرت اديب .
فرزند كه نه روز به زايد نابوده به . مرزباننامه .
پدر كز پسر هيچ ناخشند است * بدان كان پسر تخم و بار بد است .
فردوسى .
اگر نان گندمت نيست زبان مردمى تو را چه شد
. جامع التمثيل :
رجوع به : اگر گوئى نكو گوى اى برادر . . . ، شود .
اگر نخوردهايم نان گندم ديدهايم در دستهاى مردم .
آنچه مىكنيد بر خلاف رسوم و عادات نيك است .
اگر نخورى هميشه دارى
. بمزاح بسيار كم داده است . رجوع به : آنقدر نبود كه كور بگويد شفا ، شود .
اگر نر طاووس باشد بباغ كه را ميكشد دل بديدار زاغ .
اسدى .
اگر نرم گويد زبان كسى بگوشش درشتى نيايد بسى .
فردوسى .
رجوع به : از مكافات عمل . . . ، شود .
اگر نشاند بزندان درون سليمان ديو تو ديو طبع بزندان كن و سليمان باش .
حضرت اديب .
اگر نور خورشيد و الا نبود كجا ذره مر خويشتن مينمود .
حضرت اديب .
اگر نوش تو زهر كرد اين فلك بدانش تو زهر فلك نوش كن
( . . . وگر دوش از تو بغفلت ربود * بكوش و از امشب يكى دوش كن . )
ناصر خسرو . رجوع به : آنكس كه داناتر است . . . ، شود . و رجوع به : از آن روزيكه از تو شد . . . ، شود .
اگر نيستت چيز لختى بورز كه بىچيز كس را ندارند ارز
( . . . مروت نپايد اگر چيز نيست * همان جاه نزد كست نيز نيست . )
فردوسى . رجوع به : از مكافات علم غافل مشو ، شود .
اگر هفت دختر كور داشته باشد بساعتى شوهر ميدهد
. بسيار چرب زبان است .
اگر همه شب قدر بودى شب قدربىقدر بودى
. سعدى . رجوع به : اگر