تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
چه سود از دزدى آنگه توبه كردن * كه نتوانى كمند انداخت بر كاخ بلند از ميوه گو كوتاه كن دست * كه كوته خود ندارد دست بر شاخ .
سعدى .
حاكمان در زمان معزولى * همه شبلى و بايزيد شوند .
سعدى .
تا بىادبى همى توانى كرد * خون علما بدم بياشامى وآنگه كه شدى ضعيف بنشستى * با زهد چو بايزيد بسطامى .
ناصر خسرو . قحبهء پير چه كند كه توبه نكند از نابكارى و شحنهء معزول از مردم‌آزارى . سعدى . روباه تا ته چاه است كرباس خير مىكند .

الا فاسقنى خمرا و قل لى هى الخمر

( . . . و لا تسقنى سرا اذا امكن الجهر . )
نظير : و الاذن تعشق قبل العين احيانا .

الا لعنة الله على القوم الظالمين

. شايد مأخوذ از اين آيه است :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ .
سورهء 11 . آيهء 21 . و از قوم خويشاوندان را خواهند و مراد اظهار كراهت و نفرت از ستمكارى اقربا و نزديكان باشد .

الهى راست گويم فتنه از تست

( . . . ولى از ترس نتوانم چغيدن . )
منسوب بناصر خسرو .

الهى طفل بىبابا نباشد .

( . . . يتيم و خوار در دنيا نباشد . )
زبان حال طفلان مسلم در شبيه مسلم .

الهى فال زينب راست باشد

. خدا كند طوريكه شما گمان مىبريد بشود .

الهى مرگ مصيبت نباشد

. از مرگ مصيبت مرگ درحال فقر و بينوائى را خواهند .

الهى هيچ سفره يك نانه نباشد

. يعنى چون فرزند خانواده منحصر بفرد باشد ترس پدر و مادر بر صحت و حيات او امرى نهايت طبيعى است نظير : گرگ كه بگله افتاد واى به حال آنكه يكى دارد .
ما حال من كان له واحد * يؤخذ منه ذالك الواحد .

الاجتهاد اربح بضاعة

على عليه السلام . نقل از خردنامه . كوشش مرد سودمندترين سرمايه‌هاست .

الاحتماء اقوى الدواء

. پرهيز و خويشتن‌دارى تواناتر و كاريترين داروهاست . تمثل : هركه از آزار تو پرهيز كرد از در درست راست گفتند اين مثل كالاحتما اقوى الدوا . سنائى نظير :
احتما بايد آنگهى دارو .
سنائى .

الاحتمال قبر العيوب

. على عليه السلام . بردبارى چون گورى آهو و آك مرد بپوشاند .

الاحسان بقطع اللسان

. على عليه السلام . دهش و بخشش زبان بدگويان را كوتاه