چه سود از دزدى آنگه توبه كردن * كه نتوانى كمند انداخت بر كاخ
بلند از ميوه گو كوتاه كن دست * كه كوته خود ندارد دست بر شاخ .
سعدى .
حاكمان در زمان معزولى * همه شبلى و بايزيد شوند .
سعدى .
تا بىادبى همى توانى كرد * خون علما بدم بياشامى
وآنگه كه شدى ضعيف بنشستى * با زهد چو بايزيد بسطامى .
ناصر خسرو .
قحبهء پير چه كند كه توبه نكند از نابكارى و شحنهء معزول از مردمآزارى . سعدى .
روباه تا ته چاه است كرباس خير مىكند .
الا فاسقنى خمرا و قل لى هى الخمر
( . . . و لا تسقنى سرا اذا امكن الجهر . )
نظير : و الاذن تعشق قبل العين احيانا .
الا لعنة الله على القوم الظالمين
. شايد مأخوذ از اين آيه است :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ .
سورهء 11 . آيهء 21 . و از قوم خويشاوندان را خواهند و مراد اظهار كراهت و نفرت از ستمكارى اقربا و نزديكان باشد .
الهى راست گويم فتنه از تست
( . . . ولى از ترس نتوانم چغيدن . )
منسوب بناصر خسرو .
الهى طفل بىبابا نباشد .
( . . . يتيم و خوار در دنيا نباشد . )
زبان حال طفلان مسلم در شبيه مسلم .
الهى فال زينب راست باشد
. خدا كند طوريكه شما گمان مىبريد بشود .
الهى مرگ مصيبت نباشد
. از مرگ مصيبت مرگ درحال فقر و بينوائى را خواهند .
الهى هيچ سفره يك نانه نباشد
. يعنى چون فرزند خانواده منحصر بفرد باشد ترس پدر و مادر بر صحت و حيات او امرى نهايت طبيعى است نظير : گرگ كه بگله افتاد واى به حال آنكه يكى دارد .
ما حال من كان له واحد * يؤخذ منه ذالك الواحد .
الاجتهاد اربح بضاعة
على عليه السلام . نقل از خردنامه . كوشش مرد سودمندترين سرمايههاست .
الاحتماء اقوى الدواء
. پرهيز و خويشتندارى تواناتر و كاريترين داروهاست .
تمثل : هركه از آزار تو پرهيز كرد از در درست راست گفتند اين مثل كالاحتما اقوى الدوا . سنائى نظير :
احتما بايد آنگهى دارو .
سنائى .
الاحتمال قبر العيوب
. على عليه السلام . بردبارى چون گورى آهو و آك مرد بپوشاند .
الاحسان بقطع اللسان
. على عليه السلام . دهش و بخشش زبان بدگويان را كوتاه