اگر عاشق شود شير دژ آگاه بعشق اندر شود همطبع روباه
( . . . ز مهر دل شود تيزيش كندى * نيارد كرد با معشوق تندى . )
ويس و رامين .
اگر عاقل بود خصم تو بهتر كه با نادان شوى يار و برادر .
نظير :
خصم دانا كه دشمن جانست * بهتر از دوستى كه نادانست
كانچه نادان كند همه ضرر است * و گرش نفعكيست بىاثر است .
و رجوع به : آنكس است اهل بشارت . . . ، شود رجوع به : آلوچو بالو . . . ، شود .
اگر عاقلى يك اشارت بست .
( از اين به نصيحت نگويد كست . . . )
سعدى .
اگر عبد اللطيف بگذارد
. عبد اللطيف اين مثل ميرزا عبد اللطيف پسر الغ بيك است و از گفته مولانا على قوشچى مشهور شده است . صاحب تاريخ نگارستان مىنويسد : چون مولانا [ على قوشچى ] از زايجهء طالع عبد اللطيف عقوق و عصيان تفرس كرده بود بعد از فوت ميرزا شاهرخ كه در يكشنبه بيست و پنجم ذيحجه سنه خمسين و ثمانمايهء در فشافويهء رى روى نموده بود روزى الغ بيگ در مجلسى بر زبان آورد كه عنقريب ممالك موروثى بتحت تصرف ما خواهد آمد . مولاناى مذكور بىمحابا گفت اگر عبد اللطيف بگذارد . نظير ، بطور مزاح : اگر حضرت عباس بگذارد .
اگر عذر است اين نيز بس است
. رجوع به : ارزن پهن كردهام ، شود .
اگر على ساربان است ميداند شتر را كجا بخواباند
. در يكى از بلاد اهل جماعت متعصبى سنى براى مردى شيعى متعصبتر از خويش ميگفت كه روز قيامت مولانا عمر رضى اللّه عنه بر شترى از نور سوار شود و على عفى اللّه عنه ، چون ساربانى مهار شتر بدست گيرد و پس از گذشتن بر اعراف و صراط و بازديد عرصهء محشر و عبور بر دركات جحيم و غرفات جنان شتر را در كرياس قصرى از ياقوت سبز ! يا زبرجد سرخ ! بخواباند خليفه از مركب به زير آيد و بقصر بر شود . . . مرد شيعى درين جا طاقت برسيد و با آنكه جاى ترس و بيم جان بود ، گفت اگر على ساربان است . . . ، و مرادش آنكه البته امير المؤمنين على عليه السلام شتر عمر را در يكى از حفرههاى دوزخ خواباند .
اگر عمر باشد هزار و دويست بجز خاك تيره ترا جاى نيست .
فردوسى .
رجوع به : از مرك خود چاره نيست ، شود .
اگر عمرى نوازى سفلهاى را به كمتر چيز آيد با تو در جنگ .
( . . . سگى را لقمهاى هرگز فراموش * نگردد ور زنى صد نوبتش سنگ . )
سعدى . رجوع بسگ نمكشناس . . . ، شود .
اگر عنقا ز بىبرگى بميرد شكار از دست گنجشگان نگيرد .
سعدى . نظير :
نخورد شير ، نيم خوردهء سگ * ور به سختى بميرد اندر غار
سعدى .
تن به بيچارگى و گرسنگى * بنه و دست پيش سفله مدار .