تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
لاابالى كه مواظبت بر حفظ رخت و كالاى خويش ندارد چيزى دزدند و پس از چندى به او رد كنند و قصدشان از اين كار آن باشد كه او در حراست اموال خويش به هوش باشد . و مردمان بدانديش نيز گاهى اين عمل را با همان صورت براى مقصود سرقت كنند . مثل را براى دستهء دويم گويند

اگر ديده نبيند دل نخواهد .

( همه مهرى ز ناديدن بكاهد . . . )
ويس و رامين . رجوع به : اگر چشمان نكردى ديده‌بانى . . . ، شود .

اگر دير آمدم شير آمدم

. هرچند دير ماندم ليكن با نيل مرام بازگشتم . تمثل :
گفت بدين خرده كه دير آمدم * روبه داند كه چو شير آمدم .
نظامى .
بعرض بندگى دير آمدم دير * اگر دير آمدم شير آمدم شير .
نظامى . نظير : دير آى و درست آى . دير بيا درست بيا . دير بيا شير بيا . دير آى و شير آى .
ز دير آمدن غم ندارد درست . * دير آمد و بگاه آمد . بگه آمد اگرچه دير آمد .
سنائى .

اگر دير گفتى گل گفتى

. هرچند پس از ديگران عقيدت خويش اظهار نموديد ليكن نهايت پسنديده بيان كرديد . و رجوع به : انديشه كردن كه چه گويم به از پشيمانى خوردن كه چرا گفتم ، شود .
اگر را با مگر تزويج كردند از آنان بچه‌اى شد كاشكى نام . اشاره :
معطيانرا اگر است و مگر اندر سخنان * سخنان تو همه بىاگر و بىمگر است .
معزى .
پس از وفات تو از كاشكى چه خيزدمان * چو در حيات تو سودى نبودمان ز مگر .
مسعود سعد و رجوع به : اگر خاله‌ام ريش داشت . . . شود .

اگر راستى كارت آراستى

. رجوع به : اگر خواهى از هردو سر آبروى . شود .

اگر رفيق شفيقى درست‌پيمان باش .

( . . . حريف حجره و گرمابه و گلستان باش )
حافظ .

اگر رنگ دستت خوب آمد پايت را نيز رنگين كن . اگر رنگ يك دستت خوبست دست ديگر را نيز برنگ زن

. تمثل :
چنان نيكو نيامد رنگم از دست * كه بايد نيز پايم را در او بست .
ويس و رامين .
اگر خوب آيدت آن رنگ منكر * فروزن هم بدان آن دست ديگر .
ويس و رامين .
اگر روى سخن در نكته‌دانيست زبان رمز و ايما خوش زبانيست . وحشى . رجوع به : آنكس است اهل بشارت . . . ، شود .

اگر ريگ بيابان در شود چشم گدايان پر نشود

. سعدى . نظير : گدا اگر همه عالم به دو دهند گداست . و رجوع به : اگر بپوشى رختى . . . ، شود .

اگر ريگى بكفش ندارى .

. . . ريگ بكفش داشتن قصدى به دو نهانى داشتن باشد . تمثل :
اگر ريگى بكفش خود ندارى * چرا بايست شيطان آفريدن .
منسوب به ناصر خسرو .

اگر زاقى كنى زيقى كنى ميخورمت

. گويند لرى دوغى خريد دوغ‌فروش در آن
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 215 | على اكبر دهخدا