تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
اگر پادشا آز گنج آورد تن زيردستان برنج آورد .
( . . . كجا گنج دهقان بود گنج اوست * وگر چند بر كوشش و رنج اوست . )
فردوسى .
اگر پادشاه همه كشور است وگر پاك شايسته پيغمبر است . سرانجامشان رفت بايد بگور كه نگريزد از گور نزديك و دور . فردوسى . ى .
اگر پارسا باشد و راىزن يكى گنج باشد برآگنده‌زن
( . . . بويژه كه باشد به بالا بلند * فروهشته تا پاى مشكين كمند خردمند و با دانش و راى و شرم * سخن گفتن خوب و آواى نرم . )
فردوسى نظير : انهن يغلبن العاقل و يغلبهن الجاهل . حديث .
گفت پيغمبر كه زن بر عاقلان * غالب آيد سخت و بر صاحبدلان باز بر زن جاهلان غالب شوند * زانكه ايشان تند و بس خيره‌سرند كم بودشان رافت و لطف و و داد * زانكه حيوانيست غالب برنهاد مهر و رافت وصف انسانى بود * خشم و شهوت وصف حيوانى بود .
مولوى .
چو فرزند باشد بآئين و فر * گرامى بدل برچه ماده چه نر .
فردوسى . كدخدا رود بود و كدبانو بند . قابوسنامه .
زن خوب رخ رامش افزاى و بس * كه زن باشد از درد فريادرس .
فردوسى .
زن خوب فرمانبر پارسا * كند مرد درويش را پادشا .
سعدى . زن نيك عاقبت زندگانى بود . قابوسنامه .
زنان را همين بس بود يك هنر * نشينند و زايند شيران نر . زن بلا باشد بهر كاشانه‌اى * بىبلا هرگز مبادا خانه‌اى . زنان را زهر خوشئى دسترس * فزونتر همان پارسائيست و بس .
اسدى . زن تا نزايد دلبر است و چون بزايد مادر است ( يعنى در همه حال زن گرامى و عالى مقام است . )

اگر پا در حنا دارى مشوى

. نظير : اگر شب است روز را مپاى . رجوع به : آب در دست دارى مخور ، شود .

اگر پدرش را نديده بود ادعاى پادشاهى ميكرد

. با اينكه از خاندانى پست است خودپسند و متكبر است .

اگر پدرش را نديده بود ادعاى جل و افسار تركمنى مىكرد

. همان تمثل فوق است كه بمزاح گفته مىشود .
اگر پرنيان است خود رشته‌اى وگر بار خار است خود كشته‌اى . نظير : يداك اوكتا و فوك نفخ . خود كرده را تدبير نيست . خودم كردم كه لعنت بر خودم باد .
اى نفس خود كرده را چاره نيست .
سعدى .
هيچ زيرك خود كرده را نداند چاره .
قطران .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 196 | على اكبر دهخدا