تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
بر در اينجا بمعنى ظاهر و صورت است . نظير : هر عيبى از خداست كچلى زير كلاست .
اصل گوهر چيست سنگى رنگ‌رنگ تو چنين آهن دل از سوداى سنگ . عطار .

اصل لزوم است

. قاعدهء اصولى است . هر عقدى از عقود شرعيه كه ندانيم شرعا جايز است يا لازم حمل برآن كنيم كه لازم و غير جايز الفسخ است . تا دليل بر جواز آن ثابت شود .

اصل مردمى كم‌آزاريست

. قابوسنامه ، رجوع به اسكندر رومى را . . . ، شود .

اضاعة الفرصة غصه

. از دست دادن هنگام پشيمانى آرد . رجوع به الفرصة تمر مر السحاب شود .

اضل من ضب

. سرگشته‌تر از سوسمار . تمثل :
بنده مختارى كه جانش عاشق درگاه‌تست * هست بر درگاه تو چون عاشق بىسيم خوار . تا ز قصد دشمنان چون مار شد سركوفته * مىنداند بازگشت خانه همچون سوسمار .
عثمان مختارى .

اضيق الامر ادناه الى الفرج

. هرچند كار تنگ‌تر بگشايش نزديكتر . رجوع به تا پريشان نشود كار بسامان نشود ، شود .

اطاق پر برداشته ميرقصد

. رخت و كالا پراكنده و هيچ‌چيز بجاى خويش نيست . نظير : سگ سيلى مىخورد گربه تپانچه . بازار شام است . تعزيهء بازار شام است .

اطرد عنك اهل النميمه فانهم يبغضون الناس اليك و يبغضونك الى الناس .

سخن‌چين را از خود بران . چه او مردمان را با تو و تو را با آنان دشمن سازد .

اطرق كرى اطرق كرى ان النعامة فى القرى

. كرى مرغى دشتى است شبيه بمرغان خانگى و آن را به فارسى كاروانك خوانند . عربان چون او را ببينند گويند اطرق كرى اطرق كرى ان النعامة فى القرى ، و او از شنيدن اين آواز بجاى بأيستد پس جامه برآن افكنند و به شكار گيرند و مثل را در تعبير آنكه چاپلوسى و چرب‌زبانى را دوست گيرد گويند . تمثل :
خرد گفتى ار بودى اطرق كرى * فان النعامة بين القرى .
حضرت اديب .

اطف السراج فقد طلع الصبح

. چراغ را بكش اينك روز دميده است . على عليه السلام . حقيقت روشن است و پرسش و جستجوى نو نخواهد . اقتباس :
يقين عشق چو آمد گمان عقل خطاست * بكش چراغ چو خنديد صبح نورانى .
قاآنى .

اطلاق العقد يقتضى النقد

. قاعدهء از اصول فقه است و مراد آنكه چون در سودائى شرط تأجيل بها نكنند هرچند شرط معجل بودن آن نيز نكرده باشند معامله معاملهء حال باشد .

اطلبوا لحوايج عند حسان الوجوه

. حديث . از كشف المحجوب . برآمدن كار خويش از نيك رويان خواهيد . يعنى گشادگى رو و زيبائى آن برگشادگى دل و دست دليل باشد .

اطلبو الخير عند حسان الوجوه

. حديث . اقتباس :
فرشته است اين به صد پاكى سرشته * نيايد كار شيطان از فرشته نكو رو مىكشد از خوى بد پاى * چه خوش گفت آن نكو روى نكو راى