شه سكندر دو گوش خر دارد * خلق از اين راز كى خبر دارد .
سنائى .
اصل اين قصه از اساطير يونان است . و نسبت آن را به ميداس « 1 » پادشاه افروغيه « 2 » كنند و گويند وقتى خداى ز اجران و عيافان ، افولن « 3 » بزدن ساز موسوم به لورا « 4 » مشعوف و خداى گلهها ؛ پان « 5 » بنواختن موسيقار « 6 » شيفته بود . و هريك از دو خدا بر ديگرى دعوى برترى مينمود . فصل خصومت را بحكومت ميداس رضا دادند و او نغمهء موسيقار پان را بر آهنگ لوراى افولن برگزيد . خداى دلفى « 7 » از اين داورى بخشم رفت و دو گوش او را به گوش خر مسخ فرمود . پادشاه پوشيدن ننگ خويش را كلاهى فراخ « 8 » اختراع و باب كرد كه هردو گوش او را از بيننده مىنهفت . لكن پوشيدن آن از گراى « 9 » و سرتراش روى نداشت . ناچار او را با ايمان مؤكد بكتمان سر ملزم ساخت « 10 » . روزگارى براين برآمد و گرانى بار سر بردل مرد سليم روزافزون بود .
عاقبت مغاكى در بيابان بكند و سر درآن فروبرد و راز نهان ابراز كرد و باز مغاك به خاك بينباشت . ديگر سال نى بنى چند برآن خاك برست . هرگاه باد شاخهاى نى باهتزاز آوردى آوازى چونين از آن برخاستى .
شاه ميداس را دو گوش خر است * ليك آوخ كه زير تاج در است .
و شايد دراين بيت جلال الدين محمد نيز اشارهء بقصهء منظوم سنائى باشد :
گوش خر به فروش و ديگر گوش خر * كاين سخن را در نيابد گوش خر .
مولوى .
نظير : خزانه سر اعجزت كل فاتح .
اسلام بذات خود ندارد عيبى عيبى كه در اوست از مسلمانى ماست .
( آبادى ميخانه ز ويرانى ماست * جمعيت كفر از پريشانى ماست . . . )
خيام .
اسمش را بگذار تا من صدا كنم
. از صدا كنم . بخوانم اراده كنند .
اسمش را نبر خودش را بيار
. مثل مأخوذ از حكايت ذيل است : خواجه رشيد وزير ، در تاريخ جامع خود مىآورد كه ملك علاء الدين از سلاطين غور قصد بهرامشاه كرد و بهرامشاه با او در كنار آب باران مصاف داد . با وجود اينكه دويست فيل جنگى داشت از علاء الدين منهزم شد و شب از شدت سرما پناه بخرابهء برد . دهقانى ديد . گفت طعام چه دارى . مرد دهقان پنير و پودنهء لبجوئى آورد چون تناول كرد باستراحت مشغول شد و از دهقان پوشش خواست . دهقان گفت اى جوان خداى تعالى ميداند كه به غير از جل گاوى
هامش
( 1 )Midas .( 2 )Phrygie .( 3 ) نقل از قفطىApollon .( 4 ) چنك رومىLyre .( 5 )Pan .( 6 )Flu ? te de Pan( 7 )Delphes .( 8 )Bonnet Phrygien .( 9 ) گراى كارگريست كه امروز او را سلمانى گويند .
( 10 )Rien ne Pe ? se tanqu'un secret .