تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
از ديده و دندان وى خواهم كشيد . ابو الفضل بيهقى .

از ديگ چوبين كسى حلوا نخورده

. نظير : خانهء خرس و باديهء « 1 » مس ! خانهء خرس و كاسهء مس ! خانهء خرس و انگور آونگ ! از كرد ولى كه ديد و از چوب تنور . حكاك را بقم‌آباد « 2 » چكار . حمام ده را ببوق چه . فى ذنب الكلب يطلب الاهاله يطلب الدراج فى خيس الاسد .

از ديوار راست بالا برو

. تكليفى شاق است .

از ديو دو سر نمىترسد

. كودكى جسور و ستيزه كار است .

از ديو مهربانى نيايد

. تمثل :
چرا از ديو جستم مهربانى * چرا از كور جستم ديده‌بانى .
ويس و رامين . رجوع به : از گرگ شبانى نيايد ، شود .

از راست نرنجند

. تمثل :
صبحدم مرغ سحر با گل نوخاسته گفت * ناز كم كن كه درين باغ بسى چون تو شكفت گل بخنديد كه از راست نرنجيم ولى * هيچ عاشق سخن سخت بمعشوقه نگفت .
حافظ . نظير : قولوا الحق و لو على انفسكم . رجوع به اگر خواهى از هردو سر آبروى ، شود .

از راستى بگذرى نيست راه .

( به فرزند پاسخ چنين داد شاه * كه . . . )
فردوسى . نظير :
چو از راستى بگذرى خم بود .
عنصرى . رجوع به اگر خواهى از هر دو سر آب روى ، شود .
از راستى جان بد گوهران گريزد چو گردن ز بار گران .
( بگويم يكى پيش تو داستان * كنون بشنو از گفتهء باستان كه . . . )
فردوسى . رجوع به : اگر خواهى از هر دو سر آب‌روى ، شود .

از ران خود كباب خوردن

. براى جلب لذتى در زيان يا هلاك خويش كوشيدن . تمثل :
شاهى كه بر رعيت خود مىكند ستم * مستى بود كه مىخورد از ران خود كباب .
صائب . نظير : بن ديوار كندن و بام اندودن .

از راهب طماع‌تر است

. نهايت آرزو و اميدوار است .
از رعيت شهى كه مايه ربود بن ديوار كند و بام اندود . سعدى . نظير :
تا برى زير سايه بازش رخت * شاخه‌بر ، برميار بيخ درخت بره خواهى و كشك و روغن و شير * ميش را پشم گير ، پوست مگير .
دهخدا .

از رمه خيرى نماند چون بماند بىشبان .

( از هنر نيكى نيايد بىدل و يارى تو . . . )
عنصرى .

از رنج يابد سرافرار گنج .

( بداريد كار جهانرا برنج كه . . . )
فردوسى . رجوع به از تو حركت از خدا بركت ، شود .
هامش
( 1 ) باديه همان باطيهء عرب است . ( 2 ) قم‌آباد گويا يكى از قراء كرمان باشد ، مثل كرمانيست .