تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
العقوبة الام حالات القدره . العذر عند كرام الناس مقبول . اذا ملكت فاسجح .
اعف عنى فقد قدرت و خيرا ل * عفو عفو بكون بعد اقتدار . حلق اگر از تو خست ناگه خار * تو گنل خود از او دريغ مدار وانكه دشنام دادت از سر خشم * خاك پايش گزين چو سرمه به چشم آنكه زهرت دهد به دو ده قند * وانكه از تو برد به دو پيوند وانكه بد گفت نيكوئى گويش * ور نجويد ترا تو ميجويش وانكه سيمت نداد زر بخشش * وانكه پايت بريد سر بخشش .
سنائى .
با تو گويم كه چيست غايت حلم * هركه زهرت دهد شكر بخشش كم مباش از درخت سايه فكن * هركه سنگت زند ثمر بخشش هركه بخراشدت جگر بجفا * همچو كان كريم زر بخشش از صدف ياد گير نكتهء حلم * آنكه برد سرت گهر بخشش . « 1 »

احسن كما احسن اللّه اليك

. با خلق كرم كن كه خدا با تو كرم كرد .

احسن يحسن اليك و ابق يبق عليك

. نيكى كن تا با تو نيكى كنند و مدارا كن تا با تو مدارا كنند .

احلى من ميراث عمة الرقوب

. نقل العراضه . شيرين‌تر از مرده ريگ عمهء بىفرزند .

احمدك استا نرفت روزيكه رفت آدينه بود

. نظير : پيرزن نمرد تا روز بارانى .

احمد بهيمه نميرفت بردندش

. نظير : ما را از مدرسه بيرون مىرويم .

احمدك خوشرو بود آبله هم برآورد

. تمثل :
احمدك را كه رخ نمونه « 2 » بود آبله بردمد چگونه بود . نظامى . نظير : مبارك خوشگل بود آبله هم درآورد .
احمدك را كه رخ نمونه بود آبله بردمد چگونه بود . نظامى . رجوع بفقرهء قبل شود .

احمق را ستايش خوش آيد

.

احمق من هبنقه

. هبنقه از حمقاى مشهور عرب است كه وقتى گردن‌بندى به خود آويخت . پرسيدند اين ترا بچه كار است گفت تا با ديگران بدل نشوم . براى مزيد شرح رجوع بمجمع الامثال ميدانى ، شود .
هامش
( 1 ) اين قطعه را باسم خواجه شمس الدين محمد حافظ با تصحيفى چند ضبط كرده‌اند و در ديوانى خطى نيز بنام ابن يمين ديده‌ام . ( 2 ) نمونه ، زشت و نازيبا است .