انس ، هشيارى است ( رساله قشيريه ص 33 ) .
برخى از تركيبات : هيبت سلطان ، درجهء هيبت ، هيبت و عظمت جلال ، هيبت نبوت ، هيبت نور .
هَيْكَل
- ( اصطلاح اشراقى ) و هيكل بت را گويند . و در كلمات اشراق هيكل بمعنى جسد و طلسم به كار برده شده است « فهذه القوى فى البدن كلها ظل ما فى النور الاسفهبدية و الهيكل انما هو طلسمه » ( مجموعهء دوم مصنفات ص 214 ، 254 و رجوع شود به اخوان ج 2 ص 121 ) .
هَيْكَلِ مُقَدَّس
- ( اصطلاح كلامى فلسفى ) بيت المقدس را گويند ( از آثار الباقيه ص 21 ) رجوع به هياكل النور شهاب الدين شود و رجوع به قاموس كتاب مقدس شود و رجوع به مقدمه كتاب ترجمهء حكمة الاشراق ترجمه نگارنده شود .
هَيْكَلِ نُور
- ( اصطلاح فلسفى ) ظاهرا بت يا سمبل و نمودار و نمايندهء آفتاب را هيكل نور گفتهاند ، يا بنائى كه بنام آفتاب بوده است .
شهاب الدين گويد هرمس در هيكل نور در هنگام برآمدن سپيده صبح به عبادت ايستاد . رمز است . . . ( تلويحات ص 108 )
هَيَمان
- ( اصطلاح عرفانى ) هيمان عبارت از حيرت و بيخودى و محو است در تلاطم امواج وجود در پرتو انوار و تجليات الهى و استغراق در مقام جمع و بالجمله عبد در مراتب و درجات سير و سلوك و تلألؤ و تجلى انوار حق بر دل او و قرب و اتصال بانوار ملكوتى الهى آن چنان در وادى توحيد گم گردد و غرق در امواج بحر بىپايان توحيد الهى گردد كه از خود و و از ما سوى الله چشمپوشد و عالم و آدم را فراموش كند .
هَيُولى
- ( اصطلاح فلسفى ) مادهء اوليهء عالم كه همواره متصور بصور و متقلب باحوال و اشكال و هيآت مختلف است هيولى گويند و آن واحد و بسيط است .
« الهيولى هى جوهرة بسيطة روحانية معقولة غير علامة و لا فعالة بل قابلة آثار النفس بالزمان منفعلة لها » ( اخوان ج 3 ص 198 ) .
ابن رشد گويد : هيولى عبارت از تنها امرى است كه علت كون و فساد است و هر موجودى كه عارى از آن طبيعت ( هيولى ) باشد غير كائن و غير فاسد است .
( تهافت التهافت ص 107 ) .
ناصر خسرو در ترتيب تكوين عالم و موجودات گويد : سپس از نفس هيولى موجود شد بامر بارى تعالى بواسطهء نفس و عقل و مر هيولى را مرتبهء چهارم آمد بدان چه مر عقل را مرتبت دوئى بود و نفس را با مرتبت سهئى لاجرم هيولى به چهار نوع اندر است ، يكى : هيولاى صناعى و ديگر هيولاى - طباعى و سه ديگر هيولاى كلى و چهارم هيولاى اول اعنى بىصورت آنگاه پس از هيولى طبيعت موجود شد اندر مرتبت پنجمى و از آنست كه طبايع پنج است چهار از اين بسائط آب است و . . .
و پنج فلك آنگاه جسم سپس از اتحاد طبايع بهيولى اندر مرتبت ششمى است از بهر آنكه مر جسم را شش جانب است از : زبر ، زير ، راست ، چپ ، پيش و پس آنگاه صورت افلاك اندر مرتبت هفتمى است از آنست كه افلاك هفت است ( از جامع الحكمتين ص 149 ) .