تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2180

مساهمون:

ص٢١٨٠
3 - اوتار يازده‌گانه : حواس ، خمس جهات است . 4 - اوتار نه‌گانه : انسان ، طبايع هشت‌گانه ( حرارت ، برودت ، رطوبت و يبوست ، صفراء ، سوداء ، دم و بلغم ) . 5 - اوتار هفتگانه : افلاك هفتگانه و ايام هفتگانه . 6 - اوتار پنج‌گانه : نمازهاى پنجگانه 7 - اوتار سه‌گانه : دنيا ، آخرت ، برزخ و . . .

هَفت بَهْر

- ( اصطلاح هيوى و نجومى ) اهل نجوم هر برجى را بر هفت قسم متساوى تقسيم كرده‌اند كه هر قسمى از آن چهار درجه و هفده دقيقه و هشت ثانيه است و پس از آن قسم اول از هر برجى را به صاحب آن برج نسبت ميدهند و قسم دوم را به كوكبى كه فلك آن تحت فلك صاحب برج است و قسم سوم به كوكبى كه فلك آن تحت فلك دوم بود و به همين طريق تا قسم هفتم و اين را هفت بهر خوانند . ( از بيست باب ملا مظفر ) .

هَفْت إقليم

- ( اصطلاح عرفانى ) علاوه بر اطلاق آن بر هفت وادى عشق كه در منطق الطير عطار است به اعضاء هفتگانهء بيرونى انسان نيز اطلاق شده است . چنان كه در مقام تشبيه گفته‌اند : كه در عالم صغير عقل خليفهء خدا است و روح نفسانى عرش خليفهء خدا است و روح حيوانى كرسى خليفهء خدا است و هفت اعضاء اندرونى آسمان است . ( رجوع شود به انسان كامل ص 144 )

هفت اندام

- ( اصطلاح ذوقى ) اعضاء هفتگانه است كه عارف سالك بايد همهء اعضاء هفتگانه‌اش خدا را ذكر گويد : عطار گويد : اى جان من مولاى من ، من غرقهء درياى تو ديريست تا سوداى تو بگرفته هفت اندام من

هَفت جَوهَرِ إبداعى

- ( اصطلاح نجومى ) مراد از هفت جوهر ابداعى عطارد ، مريخ ، مشترى ، قمر ، شمس ، زهره و زحل است . ( از جامع الحكمتين ص 110 ) . و آنها را هفت سرهنگ هم گويند .

هَفتْ حِجاب

- ( اصطلاح عرفانى ) هفت حجاب عبارتند از دوستى نفس ، دوستى مال ، دوستى مقام ، دوستى زن ، دوستى فرزند ، دوستى جمال ظاهرى ، دوستى حيات .

هَفتْ دَريا

- ( اصطلاح ذوقى ) هفت درياى وجود است كه فرمود
« لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ »
.

هَفتْ دُوزخ

- ( اصطلاح ذوقى ) عرفا از دوزخ و عدد هفت چيزى ديگر اراده كنند بجز آنچه ارباب شريعت گويند و مثلا گويند حواس پنجگانه ظاهرى باضافه خيال و وهم اگر در فرمان عقل نبوند هر هفت دوزخ بوند و اگر در فرمان عقل بوند باضافه خود عقل هشت بهشت بوند كه سعادت انسان را تامين كنند .

هَفت سَرْهَنگ

- مراد سيارات هفت است يعنى قمر ، شمس ، مريخ ، عطارد زهره ، مشترى ، زحل . كه حاكم بر مقدرات اين جهان سفلىاند .

هَفْت صِفَت

- عبارت از علم ، شكر ، رضا ، صبر ، قناعت ، بزرگ داشت امر خدا شفقت به خلق بود .