تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2177

مساهمون:

ص٢١٧٧
« و اللهم اهد قومى فانهم لا يعلمون . در اصطلاح متكلمان اين بحث وجود دارد كه معنى هدايت و توفيق چيست اين بحث در اثر وجود آياتى بمانند
« وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
و
« إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً ، إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً »
پيش آمده است . و نيز آياتى بمانند
« فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ »
. و
« إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ »
و بهر حال بحث در اينكه آيا هداية الله چگونه و چيست بحث مفصلى است و سرانجام اين بحث به جبر و اختيار كشانده مىشود و بدين امر منتهى شود كه هرگاه خداوند بنده را براهى رهبرى كند مسأله بعث انبياء و ارسال رسل و انزال كتب چه مىشود و اصولا تكليف چه معنى دارد . ( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 3 ص 43 - 45 )

هَدَف

- ( اصطلاح ذوقى ) مقصود و منظور و آنچه مطلوب بالذات است در سلوك كه هر كه سلوك خواهد كرد او را معرفت چهار چيز ضرورى است ، يكى معرفت مقصد و يكى معرفت روندهء به مقصد و يكى معرفت راه به مقصد و يكى معرفت شيخ و هادى كه پيشواست ، بىمعرفت اين چهار چيز سلوك ميسر نشود و مقصد و مقصود سالكان كمال خود است . ( از انسان كامل ص 91 ) .

هَدى

- ( اصطلاح فقهى ) هدى قربانى باشد كه در حج و زيارت بيت إله قربان كنند و يكى از مناسك است . بدان كه ذبح فريضهء تمتع است ، و هدى قرآن بعد از اشعار و تقليد ، و هدى نذر ، و هدى كفارت . اما هدى نذر بر حسب آن بود كه شرط كرده بود : اگر مطلق نذر كرده باشد ، هر چه خواهد از اشتر يا گاو يا گوسفند اختيار كند ، و در مكه كشد در پيش كعبه . و از هدى نذر هيچ نخورد . و هدى كفارت از آنجا راند كه سببش حاصل شده باشد . اگر در احرام متعه يا عمره بوده باشد ، در مكه كشد . و حكم هدى كفارت حكم هدى نذر است در ضمان و غير آن . و هدى تمتع ، اعلاى او اشتر است ، و ادناى او گوسفند . و آن را به منا كشد ، و همچنين بودى هدى قرآن و روا بود كه ازين هر دو چيزى بخورد لقوله تعالى :
فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ
، يعنى : بخوريد از آن ، و بدرويش دهيد ، آنكه مناسك بگزاريد . و هديى كه پس از و گزاردن مناسك است ، هدى تمتع است ، و قرآن . و فاضلترين هدى و قربانى آنست كه نر باشد ، و روا نبود از اشتر الا پنج سالهء در ششم رفته ، و از گاو و بز الا آنكه در دوم رفته باشد ، و از ميش يك ساله روا بود . و كور و لنگ ، و لاغر ، و بينى شكافته ، و گوش بريده ، و اندرون سر و شكسته ، و خصى روا نباشد . و بايد كه به عرفات حاضر كرده باشند . و يكى روا نباشد الا از يكى . و اگر